outlaw

[ایالات متحده]/ˈaʊtlɔː/
[بریتانیا]/ˈaʊtlɔː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجرم، فراری

vt. اعلام کردن... غیرقانونی
Word Forms
زمان گذشتهoutlawed
قسمت سوم فعلoutlawed
جمعoutlaws
صفت یا فعل حال استمراریoutlawing
شکل سوم شخص مفردoutlaws

جملات نمونه

outlaw the sale of drink

منع فروش مشروب

Dionne went for the outlaw type.

دیونه به دنبال نوع قانون‌شکنانه رفت.

the outlawing of the closed shop.

لغو مغازه بسته.

outlawed the sale of firearms.

فروش اسلحه ممنوع اعلام شد.

outlawed smoking in the house.

دود کردن در خانه ممنوع اعلام شد.

a proposal to derecognize the outlaw terrorist state.

پیشنهادی برای سلب رسمیت از دولت تروریستی قانون‌شکن.

The outlaw has been caught.

قانون‌شکن دستگیر شده است.

The outlaw was granted sanctuary in the church.

به قانون‌شکن در کلیسا پناهندگی داده شد.

The authorities put a price on the outlaw's head.

مقامات برای سر قانون‌شکن مبلغی پیشنهاد کردند.

The outlaw hid out in the hills for several months.

قانون‌شکن برای چند ماه در تپه‌ها پنهان شد.

The insurrection was incited by members of the outlawed opposition.

قیام توسط اعضای مخالفین غیرقانونی تحریک شد.

Most states have outlawed the use of marijuana.

اکثر ایالت‌ها استفاده از ماری‌جوانا را ممنوع کرده‌اند.

China moved swiftly to outlaw pyramid selling,after large number of would—be millionaires found themselves stuck with unsaleable goods on their hands,

چین به سرعت اقدام به ممنوعیت طرح‌های هرمی کرد، پس از اینکه تعداد زیادی از افرادی که می‌خواستند میلیونر شوند، متوجه شدند که کالاهای غیرقابل فروش در دست دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید