peasants

[ایالات متحده]/ˈpɛz(ə)nts/
[بریتانیا]/ˈpɛzənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشاورزان یا کارگران کشاورزی؛ افرادی با وضعیت اجتماعی پایین

عبارات و ترکیب‌ها

poor peasants

دهقانان فقیر

landless peasants

دهقانان بی‌زمین

rural peasants

دهقانان روستایی

discontented peasants

دهقانان ناراضی

revolutionary peasants

دهقانان انقلابی

village peasants

دهقانان دهکده‌ای

seasonal peasants

دهقانان فصلی

traditional peasants

دهقانان سنتی

independent peasants

دهقانان مستقل

migrant peasants

دهقانان مهاجر

جملات نمونه

many peasants rely on agriculture for their livelihood.

بسیاری از دهقانان برای گذران زندگی خود به کشاورزی متکی هستند.

the government implemented policies to support peasants.

دولت سیاست‌هایی را برای حمایت از دهقانان اجرا کرد.

peasants often face challenges during harvest season.

دهقانان اغلب در فصل برداشت محصول با چالش‌هایی روبرو هستند.

education programs are being developed for local peasants.

برنامه‌های آموزشی برای دهقانان محلی در حال توسعه هستند.

peasants play a crucial role in food production.

دهقانان نقش مهمی در تولید غذا ایفا می‌کنند.

many peasants are migrating to cities for better opportunities.

بسیاری از دهقانان برای فرصت‌های بهتر به شهرها مهاجرت می‌کنند.

the festival celebrates the hard work of the peasants.

این جشنواره سخت‌کوشی دهقانان را جشن می‌گیرد.

peasants contribute significantly to the local economy.

دهقانان به طور قابل توجهی به اقتصاد محلی کمک می‌کنند.

support systems are needed to empower peasants.

برای توانمندسازی دهقانان به سیستم‌های حمایتی نیاز است.

peasants often organize cooperatives to improve their bargaining power.

دهقانان اغلب برای بهبود قدرت چانه‌زنی خود، تعاونی‌ها را سازماندهی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید