sombre

[ایالات متحده]/'sɔmbə/
[بریتانیا]/ˈsɑmbɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مالیخولیایی; جدی; کدر; تاریک.

عبارات و ترکیب‌ها

sombre mood

فضای غمگین

sombre atmosphere

فضای غم‌انگیز

sombre color palette

پالت رنگ‌های تیره و غم‌انگیز

جملات نمونه

the outcome of this sombre film is unsurprising.

نتیجه این فیلم تاریک و غم‌انگیز غیرمنتظره نیست.

the sombre atmosphere has given way to a festive mood.

فضای мрачная جایگزین праздничная настроение شده است.

the fever was a sombre presage of his final illness.

تب پیش‌گویی غم‌انگیزی از بیماری نهایی او بود.

he always strains to seize the most sombre truths.

او همیشه تلاش می‌کند تا تاراتر حقایق را به دست آورد.

the night skies were sombre and starless.

آسمان شب تار و بی‌ستاره بود.

he looked at her with a sombre expression.

او با چهره‌ای تار به او نگاه کرد.

the cellos were playing in a rather sombre part of their compass.

ویولنسل‌ها در یک قسمت نسبتاً تاریک از محدوده خود می‌نواختند.

Sailless, sombre and cold with the comfortless breath of the east-wind;

بدون باد، تاریک و سرد با نفس ناراحت‌کننده باد شرقی;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید