southward

[ایالات متحده]/'saʊθwəd/
[بریتانیا]/'sʌðəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. و adj. در جهت جنوبی.
Word Forms

جملات نمونه

employment and people began a southward drift.

اشتغال و مردم به سمت جنوب حرکت کردند.

The surge travelled southwards along the coast.

جبهه به سمت جنوب در امتداد ساحل حرکت کرد.

we beat southwards all that first day.

ما تمام آن روز اول به سمت جنوب رفتیم.

the village stretches southwards across the plain.

دهکده در امتداد دشت به سمت جنوب کشیده شده است.

the Richelieu River trending southward to Lake Champlain.

رودخانه ریشلیو به سمت جنوب به سمت دریاچه شامپاین جریان دارد.

These birds migrate northwards in spring and southwards in fall.

این پرندگان در بهار به سمت شمال و در پاییز به سمت جنوب مهاجرت می‌کنند.

Tens of thousands of men,year after year,have travelled southwards to find work.

ده‌ها هزار مرد، سال بعد از سال، به سمت جنوب سفر کرده‌اند تا کار پیدا کنند.

We would also welcome any information about godwit numbers anywhere along the Flyway on southward migration. Please feel free to contact us if you have any questions, comments, or information.

ما همچنین از هرگونه اطلاعات در مورد تعداد گودویت در طول مسیر مهاجرت به سمت جنوب استقبال می‌کنیم. در صورت داشتن هرگونه سوال، نظر یا اطلاعاتی با ما تماس بگیرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید