stillbirth

[ایالات متحده]/'stɪlbɜːθ/
[بریتانیا]/'stɪl'bɝθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زایمان مرده
Word Forms

جملات نمونه

Better living conditions mean more live births and fewer stillbirths.

شرایط زندگی بهتر به معنای افزایش زاد و ولد و کاهش مرگ جنین است.

The risk of stillbirth increases with age.

احتمال سقط جنین با افزایش سن بیشتر می‌شود.

The doctor explained the possible causes of stillbirth.

پزشک علل احتمالی سقط جنین را توضیح داد.

The couple was devastated by the news of the stillbirth.

زوج‌ها از شنیدن خبر سقط جنین بسیار متضرر شدند.

She had to undergo a stillbirth induction.

او مجبور شد سقط جنین را القا کند.

The hospital provides support for families experiencing stillbirth.

بیمارستان از خانواده‌های درگیر سقط جنین حمایت می‌کند.

The community organized a fundraiser for stillbirth research.

جامعه یک اهدای کمک مالی برای تحقیقات سقط جنین سازماندهی کرد.

The emotional impact of stillbirth can be profound.

اثرات عاطفی سقط جنین می‌تواند بسیار عمیق باشد.

Counseling services are available for those affected by stillbirth.

خدمات مشاوره برای کسانی که تحت تأثیر سقط جنین قرار گرفته‌اند در دسترس است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید