tastes

[ایالات متحده]/teɪsts/
[بریتانیا]/teɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تجربه‌های طعم؛ طعم‌ها؛ حس چشایی؛ طعم متمایز
v. چشیدن یا امتحان کردن غذا؛ درک طعم

عبارات و ترکیب‌ها

sweet tastes

طعم‌های شیرین

bitter tastes

طعم‌های تلخ

salty tastes

طعم‌های شور

sour tastes

طعم‌های ترش

umami tastes

طعم‌های اومامی

rich tastes

طعم‌های غنی

delicate tastes

طعم‌های لطیف

strong tastes

طعم‌های قوی

fresh tastes

طعم‌های تازه

unique tastes

طعم‌های منحصر به فرد

جملات نمونه

the cake tastes delicious.

کیک خوشمزه است.

this soup tastes too salty.

این سوپ خیلی شور است.

fresh fruit tastes better than canned.

میوه تازه از میوه کنسروی بهتر است.

the coffee tastes bitter without sugar.

قهوه بدون شکر تلخ است.

she says this wine tastes fruity.

او می‌گوید این شراب میوه‌ای است.

his cooking always tastes amazing.

غذاهای او همیشه فوق العاده خوشمزه هستند.

this dish tastes spicy and flavorful.

این غذا تند و خوشمزه است.

the ice cream tastes creamy and smooth.

آب‌نبات خوشمزه خامه‌ای و نرم است.

store-bought bread tastes stale.

نان خریده شده از مغازه بی‌مزه است.

these vegetables taste fresh and crunchy.

این سبزیجات تازه و ترد هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید