in a whirl
درهم و برهم
a whirling fog of dust.
یک مه گردابی از گرد و غبار.
My head is whirling with data.
ذهنم با دادهها در حال چرخیدن است.
He watched his boss, fat, middle-aged Peter Clemenza whirling young girls around the wooden dance floor in a rustic and lusty Tarantella.
او رئیس خود را تماشا کرد، چاق، میانسال پیتر کلمنزا، دختران جوان را در کف چوبی رقص محلی تارانتلا به شیوه ای روستایی و پرشور می چرخاند.
The whirling dervishes performed a mesmerizing dance.
رقص دراویش گنبدی در حال چرخش، یک نمایش مسحور کننده بود.
She watched the whirling leaves being carried away by the wind.
او تماشاگر بود در حالی که برگهای در حال چرخش با باد رخت میکردند.
The whirling blades of the helicopter created a strong gust of wind.
تیغههای در حال چرخش هلیکوپتر یک وزش باد شدید ایجاد کردند.
His mind was like a whirling tornado of thoughts.
ذهنش مانند یک گردباد در حال چرخش از افکار بود.
The whirling sensation made her feel dizzy.
احساس چرخش باعث شد او احساس سرگیجه کند.
The whirling snowflakes created a winter wonderland.
برگات برف در حال چرخش یک سرزمین عجایب زمستانی ایجاد کردند.
The whirling water in the river was turbulent after the storm.
آب در حال چرخش در رودخانه پس از طوفان متلاطم بود.
The whirling carousel delighted the children at the amusement park.
چرخاندن ماربای بازی کودکان را در پارک تفریحی سرگرم کرد.
The dancer's whirling movements were graceful and fluid.
حرکات چرخشی رقصنده ظریف و روان بود.
The whirling wind whipped through the trees, creating a haunting sound.
باد در حال چرخش از میان درختان عبور کرد و صدایی دلخراش ایجاد کرد.
in a whirl
درهم و برهم
a whirling fog of dust.
یک مه گردابی از گرد و غبار.
My head is whirling with data.
ذهنم با دادهها در حال چرخیدن است.
He watched his boss, fat, middle-aged Peter Clemenza whirling young girls around the wooden dance floor in a rustic and lusty Tarantella.
او رئیس خود را تماشا کرد، چاق، میانسال پیتر کلمنزا، دختران جوان را در کف چوبی رقص محلی تارانتلا به شیوه ای روستایی و پرشور می چرخاند.
The whirling dervishes performed a mesmerizing dance.
رقص دراویش گنبدی در حال چرخش، یک نمایش مسحور کننده بود.
She watched the whirling leaves being carried away by the wind.
او تماشاگر بود در حالی که برگهای در حال چرخش با باد رخت میکردند.
The whirling blades of the helicopter created a strong gust of wind.
تیغههای در حال چرخش هلیکوپتر یک وزش باد شدید ایجاد کردند.
His mind was like a whirling tornado of thoughts.
ذهنش مانند یک گردباد در حال چرخش از افکار بود.
The whirling sensation made her feel dizzy.
احساس چرخش باعث شد او احساس سرگیجه کند.
The whirling snowflakes created a winter wonderland.
برگات برف در حال چرخش یک سرزمین عجایب زمستانی ایجاد کردند.
The whirling water in the river was turbulent after the storm.
آب در حال چرخش در رودخانه پس از طوفان متلاطم بود.
The whirling carousel delighted the children at the amusement park.
چرخاندن ماربای بازی کودکان را در پارک تفریحی سرگرم کرد.
The dancer's whirling movements were graceful and fluid.
حرکات چرخشی رقصنده ظریف و روان بود.
The whirling wind whipped through the trees, creating a haunting sound.
باد در حال چرخش از میان درختان عبور کرد و صدایی دلخراش ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید