anti-intellectualism

[ایالات متحده]/[ˌæntiˌɪntelɛkʃʊəˈlɪzəm]/
[بریتانیا]/[ˌæntiˌɪntelɛk(ə)ˈʃʊəˌlɪzəm]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مخالفت با عقل، استدلال یا دانش؛ بی‌اعتمادی به روشنفکران و فعالیت‌های فکری؛ یک موضع فرهنگی یا سیاسی که طرفدار احساسات، غریزه و تجربه شخصی به جای عقل و استدلال است؛ بی‌ارزشی یا غیرضروری جلوه دادن فعالیت‌های فکری یا دانشگاهی.

عبارات و ترکیب‌ها

anti-intellectualism surge

افزایش ضدانتقادی‌گرایی

fostering anti-intellectualism

ترویج ضدانتقادی‌گرایی

rejecting anti-intellectualism

رد ضدانتقادی‌گرایی

fear of anti-intellectualism

ترس از ضدانتقادی‌گرایی

promoting anti-intellectualism

ترویج ضدانتقادی‌گرایی

rise of anti-intellectualism

ظهور ضدانتقادی‌گرایی

criticizing anti-intellectualism

انتقاد از ضدانتقادی‌گرایی

condemning anti-intellectualism

محکوم کردن ضدانتقادی‌گرایی

effects of anti-intellectualism

اثرات ضدانتقادی‌گرایی

combating anti-intellectualism

مقابله با ضدانتقادی‌گرایی

جملات نمونه

the rise of anti-intellectualism poses a threat to scientific progress.

ظهور ضدانتقادی‌گرایی تهدیدی برای پیشرفت علمی است.

he warned against the dangers of anti-intellectualism in public discourse.

او در مورد خطرات ضدانتقادی‌گرایی در گفتمان عمومی هشدار داد.

anti-intellectualism often thrives in environments of uncertainty and fear.

ضدانتقادی‌گرایی اغلب در محیط‌هایی با نااطمینانی و ترس رواج می‌یابد.

the politician's rhetoric fueled anti-intellectualism among his supporters.

بیان سخنان سیاستمدار، ضدانتقادی‌گرایی را در میان حامیانش تشدید کرد.

she criticized the pervasive anti-intellectualism within the movement.

او انتقاد کرد که ضدانتقادی‌گرایی فراگیر در درون جنبش وجود دارد.

combating anti-intellectualism requires promoting critical thinking skills.

مقابله با ضدانتقادی‌گرایی مستلزم ترویج مهارت‌های تفکر انتقادی است.

the study examined the roots of anti-intellectualism in american culture.

این مطالعه به بررسی ریشه‌های ضدانتقادی‌گرایی در فرهنگ آمریکایی پرداخت.

he rejected the notion that anti-intellectualism is inherently negative.

او این ایده را که ضدانتقادی‌گرایی ذاتاً منفی است، رد کرد.

the internet can inadvertently contribute to the spread of anti-intellectualism.

اینترنت به طور ناخواسته می‌تواند به گسترش ضدانتقادی‌گرایی کمک کند.

a key factor in the decline of public trust is the prevalence of anti-intellectualism.

یکی از عوامل کلیدی در کاهش اعتماد عمومی، شیوع ضدانتقادی‌گرایی است.

the university sought to counter the effects of anti-intellectualism on campus.

دانشگاه به دنبال مقابله با اثرات ضدانتقادی‌گرایی در محوطه دانشگاه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید