astronomy

[ایالات متحده]/əˈstrɒnəmi/
[بریتانیا]/əˈstrɑːnəmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مطالعه علمی کیهان.

عبارات و ترکیب‌ها

radio astronomy

اخترنامی رادیویی

physics and astronomy

فيزيك و اختر شناسی

جملات نمونه

Astronomy is an abstract subject.

اخترف‌شناسی یک موضوع انتزاعی است.

Astronomy -s from astrology.

اخترنامه‌نویسی - مشتق شده از اخترشناسی.

he pursued astronomy as a parergon.

او اخترجویی را به عنوان یک کار فرعی دنبال کرد.

Physics and astronomy are cognate sciences.

فیزیک و اخترجویی علوم مرتبط هستند.

perhaps the postulate of Babylonian influence on Greek astronomy is incorrect.

شاید فرضیه تأثیر بابل بر اخترجویی یونانی نادرست باشد.

astronomy) the equinoctial point that lies in the constellation of Virgo.

اخترجویی) نقطه‌ی معادل رقیق که در صورت فلکی سرنوشت قرار دارد.

astronomy) the equinoctial point that lies in the constellation of Pisces.

اخترجویی) نقطه‌ی معادل رقیق که در صورت فلکی حوت قرار دارد.

Do you know anything about astronomy?

آیا در مورد اخترجویی چیزی می‌دانید؟

The sixty-four thousand dollar question for modern astronomy is ‘Is there life elsewhere in the universe?’

سوال ۶۴۰۰۰ دلاری برای اخترجویی مدرن این است: 'آیا زندگی در جای دیگری از جهان وجود دارد؟'

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید