beijing

[ایالات متحده]/'bei'dʒiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

پکن - پایتخت جمهوری خلق چین.

عبارات و ترکیب‌ها

beijing university

دانشگاه پکن

beijing opera

اپرا پکن

beijing normal university

دانشگاه تربیت معلم پکن

beijing time

ساعت پکن

welcome to beijing

به پکن خوش آمدید

beijing zoo

باغ وحش پکن

beijing roast duck

اردک بریان پکن

beijing duck

اردک پکن

beijing capital airport

فرودگاه پکن

roast beijing duck

اردک بریان پکن

beijing opera

اپرا پکن

visit beijing

بازدید از پکن

live in beijing

در پکن زندگی کنید

beijing duck

اردک پکن

beijing spring festival

جشنه بهار پکن

beijing summer olympics

بازی‌های المپیک تابستانی پکن

travel to beijing

سفر به پکن

beijing dialect

لهجه پکن

جملات نمونه

Beijing is the capital of China.

پکن پایتخت چین است.

The girl is a receptionist of the Beijing Hotel.

آن دختر مسئول پذیرش هتل پکن است.

Connect me with Beijing University.

من را با دانشگاه پکن وصل کنید.

The old man went to Beijing by train.

آن مرد مسن با قطار به پکن رفت.

Look up the trains to Beijing in the timetable.

قطارهای رفتن به پکن را در جدول زمانی جستجو کنید.

We went direct from Beijing to Shanghai.

ما مستقیماً از پکن به شانگهای رفتیم.

The plane refueled at Beijing and flew on.

هواپیما در پکن سوخت‌گیری کرد و به پرواز ادامه داد.

renew one's subscription to Beijing Review

تمدید اشتراک در Beijing Review

They should have arrived in Beijing by this time.

تا این زمان باید به پکن رسیده بودند.

He lives in Beijing or thereabout(s).

او در پکن یا اطراف آن زندگی می‌کند.

That is the man whom I met in Beijing last year.

او مردی است که سال گذشته در پکن با او ملاقات کردم.

a Xinhua News Agency dispatch from Beijing (on) Oct. I

گزارش خبرگزاری شین‌هوا از پکن (در) ۱ اکتبر

Beijing Firenet Fire-fighting Equipment Co.,Ltd..

شرکت تجهیزات اطفاء حریق Beijing Firenet

Next to traditional Beijing opera, Puccini is sensuously modern.

در کنار اپرای سنتی پکن، پوچینی به طرز اغواکننده‌ای مدرن است.

Radio Beijing broadcasts on a dozen different frequencies.

رادیو پکن بر روی دوازده فرکانس مختلف پخش می‌شود.

Beijing is the political, economic and cultural centre of China.

پکن مرکز سیاسی، اقتصادی و فرهنگی چین است.

Some elder people enjoy Beijing opera immensely.

برخی از افراد مسن از اپرای پکن بسیار لذت می‌برند.

Beijing is close to the fortieth parallel of north latitude.

پکن نزدیک به خط عرض جغرافیایی ۴۰ درجه شمال است.

to travel from Beijing to Shanghai via Tianjin

سفر از پکن به شانگهای از طریق تينجين

This college is affiliated to Beijing University.

این کالج با دانشگاه پکن مرتبط است.

beijing is the capital of china.

پکن پایتخت چین است.

i visited the great wall in beijing.

من از دیوار بزرگ چین در پکن بازدید کردم.

beijing has a rich cultural heritage.

پکن دارای میراث فرهنگی غنی است.

the forbidden city is located in beijing.

شهر ممنوعه در پکن واقع شده است.

beijing is known for its delicious peking duck.

پکن به خاطر اردک پکن خوشمزه اش معروف است.

many international events are held in beijing.

رویدادهای بین المللی زیادی در پکن برگزار می شود.

beijing experiences four distinct seasons.

پکن چهار فصل متمایز را تجربه می کند.

public transportation in beijing is very convenient.

حمل و نقل عمومی در پکن بسیار راحت است.

beijing's skyline is rapidly changing.

خط افق پکن به سرعت در حال تغییر است.

tourists flock to beijing every year.

گردشگران هر سال به پکن هجوم می آورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید