bombay

[ایالات متحده]/bɔmˈbei/
[بریتانیا]/bɑmˈbe/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شهر بندری در هند، که به نام بمبئی نیز شناخته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

bombay duck

ماهی بمبئی

bombay sapphire

یاقوت بمبئی

bombay mix

مخلوط بمبئی

bombay velvet

زمرد بمبئی

go to bombay

به بمبئی برو

from bombay

از بمبئی

travel to bombay

به بمبئی سفر کن

bombay style

به سبک بمبئی

bombay biryani

بریانی بمبئی

جملات نمونه

bombay is known for its vibrant street food culture.

بمبئی به خاطر فرهنگ غذایی خیابانی پر جنب و جوشش معروف است.

many tourists visit bombay to explore its historical sites.

بسیاری از گردشگران برای گشت و گذار در مکان های تاریخی اش از بمبئی بازدید می کنند.

bombay has a diverse population with rich cultural heritage.

بمبئی دارای جمعیتی متنوع با میراث فرهنگی غنی است.

the nightlife in bombay is exciting and full of energy.

زندگی شبانه در بمبئی هیجان انگیز و پر انرژی است.

bombay is famous for its bollywood film industry.

بمبئی به خاطر صنعت فیلم سازی بالیوودش مشهور است.

many people dream of living in bombay because of its opportunities.

بسیاری از مردم به دلیل فرصت های موجود رویای زندگی در بمبئی را دارند.

bombay's beaches are popular among locals and tourists alike.

ساحل های بمبئی هم برای محلی ها و هم برای گردشگران محبوب است.

shopping in bombay offers a unique blend of traditional and modern.

خرید در بمبئی ترکیبی منحصر به فرد از سنتی و مدرن ارائه می دهد.

bombay's public transport system is extensive and efficient.

سیستم حمل و نقل عمومی بمبئی گسترده و کارآمد است.

many famous authors have written about their experiences in bombay.

بسیاری از نویسندگان مشهور درباره تجربیات خود در بمبئی نوشته اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید