burgundy

[ایالات متحده]/'bɜːgəndɪ/
[بریتانیا]/'bɝɡəndi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنگ قرمز بنفش عمیق
adj. از رنگ قرمز بنفش عمیق
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

burgundy wine

شراب بورگوندی

burgundy color

رنگ بورگوندی

burgundy velvet

پارچه مخمل بورگوندی

burgundy dress

لباس بورگوندی

burgundy lipstick

رژ لب بورگوندی

burgundy shoes

کفش بورگوندی

burgundy leather

چرم بورگوندی

جملات نمونه

the bouquet of a fine Burgundy wine;

بوشهٔ یک شراب بورگوندی خوب;

We watched from the train window as the pastoral landscapes of Burgundy unfolded.

ما از پنجره قطار تماشاگر می‌شدیم در حالی که مناظر روستایی بورگوندی در برابر چشمان ما گسترده می‌شد.

She wore a stunning burgundy dress to the party.

او یک لباس بورگوندی خیره‌کننده به مهمانی پوشید.

The burgundy wine paired perfectly with the steak.

شراب بورگوندی به خوبی با استیک همراه شد.

He painted his room walls in a rich burgundy color.

او دیوارها را با رنگ بورگوندی غنی رنگ کرد.

The burgundy leather sofa added a touch of elegance to the living room.

مبل چرمی بورگوندی ظاهری شیک به اتاق نشیمن بخشید.

She loves to wear burgundy lipstick for a bold look.

او عاشق استفاده از رژ لب بورگوندی برای داشتن ظاهری جسورانه است.

The burgundy velvet curtains added warmth to the room.

پرده‌های مخملی بورگوندی گرما را به اتاق اضافه کردند.

The burgundy carpet brought a cozy feel to the bedroom.

فرش بورگوندی حس دنجی را به اتاق خواب آورد.

Burgundy is a popular color choice for fall fashion.

بورگوندی یک انتخاب رنگ محبوب برای مد پاییز است.

She decorated the table with burgundy napkins for a festive touch.

او میز را با دستمال سفره‌های بورگوندی برای داشتن ظاهری جشن تزئین کرد.

The bridesmaids wore matching burgundy dresses for the wedding.

عروس خانم‌ها لباس‌های بورگوندی هماهنگ برای عروسی پوشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید