maroon

[ایالات متحده]/mə'ruːn/
[بریتانیا]/mə'run/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنگ قهوه‌ای مایل به قرمز تیره؛ یک برده سیاه فراری
v. جداسازی کردن؛ تبعید کردن به یک جزیره متروکه
adj. از رنگ قهوه‌ای مایل به قرمز تیره.

عبارات و ترکیب‌ها

a maroon shirt

یک پیراهن بژ

maroon hair

موهای بژ

maroon lipstick

رژ لب بژ

maroon car

ماشین بژ

جملات نمونه

maroon about the city

گم شدن درباره شهر

maroon sb. on a desert island

کسی را در یک جزیره بیابانی رها کنید

a novel about schoolboys marooned on a desert island.

رمانی درباره پسران مدرسه‌ای که در یک جزیره متروکه سرگردان هستند.

The travelers were marooned by the blizzard.

گردشگران توسط کولاک سرگردان شدند.

I was marooned on a lonely country road.

من در یک جاده روستایی خلوت سرگردان مانده بودم.

During the storm we were marooned in a cabin miles from town.

طی طوفان ما در یک کلبه در چند مایلی شهر سرگردان شدیم.

Our hero, the valiant Spaceman Spiff, is marooned on a strange world ...I'll set my Mertilizer on "deep fat fry." Calvin!You're not paying attention!

قهرمان ما، فضانورد شجاع اسپِیف، در یک دنیای عجیب و غریب سرگردان است... من تنظیمات مرتلیزرم را روی "دنده عمیق سرخ شده" قرار خواهم داد. کالوین!تو توجه نمی‌کنی!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید