a maroon shirt
یک پیراهن بژ
maroon hair
موهای بژ
maroon lipstick
رژ لب بژ
maroon car
ماشین بژ
maroon about the city
گم شدن درباره شهر
maroon sb. on a desert island
کسی را در یک جزیره بیابانی رها کنید
a novel about schoolboys marooned on a desert island.
رمانی درباره پسران مدرسهای که در یک جزیره متروکه سرگردان هستند.
The travelers were marooned by the blizzard.
گردشگران توسط کولاک سرگردان شدند.
I was marooned on a lonely country road.
من در یک جاده روستایی خلوت سرگردان مانده بودم.
During the storm we were marooned in a cabin miles from town.
طی طوفان ما در یک کلبه در چند مایلی شهر سرگردان شدیم.
Our hero, the valiant Spaceman Spiff, is marooned on a strange world ...I'll set my Mertilizer on "deep fat fry." Calvin!You're not paying attention!
قهرمان ما، فضانورد شجاع اسپِیف، در یک دنیای عجیب و غریب سرگردان است... من تنظیمات مرتلیزرم را روی "دنده عمیق سرخ شده" قرار خواهم داد. کالوین!تو توجه نمیکنی!
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید