calvinist

[ایالات متحده]/'kælvinist/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مسیحی که تعالیم کالوینیسم را دنبال می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

calvinist doctrine

عقیده کالوینیستی

calvinist theology

الهیات کالوینیستی

calvinist beliefs

اعتقادات کالوینیستی

calvinist influence

تاثیر کالوینیستی

calvinist tradition

سنّت کالوینیستی

calvinist principles

اصول کالوینیستی

calvinist ethics

اخلاق کالوینیستی

calvinist view

دیدگاه کالوینیستی

calvinist community

جامعه کالوینیستی

calvinist reform

اصلاحات کالوینیستی

جملات نمونه

he identifies as a calvinist and follows its teachings closely.

او به عنوان یک کالوینیست شناخته می‌شود و از نزدیک به آموزه‌های آن پایبند است.

the calvinist doctrine emphasizes the sovereignty of god.

عقیده کالوینیستی بر حاکمیت خدا تأکید دارد.

many calvinists believe in predestination.

بسیاری از کالوینیست‌ها به سرنوشت‌گرایی اعتقاد دارند.

calvinist principles can be seen in various protestant denominations.

اصول کالوینیستی را می‌توان در نام‌های مختلف کلیسای پروتستان مشاهده کرد.

the church has a strong calvinist tradition.

این کلیسا دارای یک سنت کالوینیستی قوی است.

calvinist ethics often stress hard work and discipline.

اخلاق کالوینیستی اغلب بر تلاش و نظم تأکید می‌کند.

she was raised in a calvinist household.

او در یک خانواده کالوینیستی بزرگ شد.

calvinist theology has influenced modern thought.

الهیات کالوینیستی بر تفکر مدرن تأثیر گذاشته است.

he wrote a book on the impact of calvinist beliefs in society.

او کتابی در مورد تأثیر باورهای کالوینیستی در جامعه نوشت.

calvinist views on morality are often debated.

دیدگاه‌های کالوینیستی در مورد اخلاق اغلب مورد بحث قرار می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید