catholic

[ایالات متحده]/ˈkæθlɪk/
[بریتانیا]/ˈkæθlɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به کلیسای کاتولیک رومی; همه‌جانبه و تحمل‌پذیر
n. پیرو کلیسای کاتولیک رومی

عبارات و ترکیب‌ها

Catholic faith

ایمان کاتولیک

Catholic church

کلیسا کاتولیک

Catholic doctrine

عقیده کاتولیک

Catholic sacraments

قربانی‌های کاتولیک

Roman Catholic

کاتولیک رومی

Catholic tradition

سنّت کاتولیک

roman catholic church

کلیسا کاتولیک رومی

جملات نمونه

He grew up in a catholic household.

او در یک خانواده کاتولیک بزرگ شد.

She attends a catholic school.

او به یک مدرسه کاتولیک می‌رود.

The catholic church is celebrating Easter.

کلیسای کاتولیک در حال جشن گرفتن عید پاک است.

Many catholic traditions are observed during Christmas.

رسوم کاتولیک بسیاری در طول کریسمس رعایت می‌شوند.

The catholic priest gave a sermon on forgiveness.

کشیش کاتولیک در مورد بخشش موعظه کرد.

They had a catholic wedding ceremony.

آنها یک مراسم عروسی کاتولیک داشتند.

The catholic community came together for a charity event.

جامعه کاتولیک برای یک رویداد خیریه گرد هم آمد.

She is a devout catholic.

او یک کاتولیک متعصب است.

The catholic faith is an important part of his life.

ایمان کاتولیک بخش مهمی از زندگی اوست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید