chuck

[ایالات متحده]/tʃʌk/
[بریتانیا]/tʃʌk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دور انداختن، پرتاب کردن، اخراج کردن؛ آرام ضربه زدن
n. فک، نوازش، راندن
vi. خندیدن

عبارات و ترکیب‌ها

chuck it up

دور بینداز بالا

chuck it in

دور بینداز داخل

chuckle

خنده کوتاه

chuck it out

دور بینداز بیرون

chuck it down

دور بینداز پایین

chuck away

دور بینداز

chuckling

خنده‌های آرام

chuck it aside

دور بینداز کنار

magnetic chuck

چک مغناطیسی

drill chuck

چک دریل

chuck hayes

چک هیز

collet chuck

چک کلت

lathe chuck

چک تور

جملات نمونه

chucking out the troublemakers.

بیرون انداختن افراد مشکل‌ساز.

chucked my old sweater.

پولور قدیمی‌ام را دور ریختم.

He was employed to chuck out any troublemakers.

او استخدام شده بود تا هرگونه افراد مشکل‌ساز را بیرون کند.

How much wood would a woodchuck chuck.

یک خوکچه درختی چقدر چوب می‌توانست بیرون بیاندازد؟

someone chucked a brick through the window.

کسی یک آجر از پنجره عبور داد.

he was chucking his money about.

او پول خود را دور و ریز خرج می‌کرد.

they make a living out of stuff people chuck away .

آنها از وسایلی که مردم دور می‌ریزند امرار معاش می‌کنند.

Mary chucked him for another guy.

مری او را برای مرد دیگری رها کرد.

chucked stones into the water.

سنگ‌ها را در آب انداخت.

She chucked the mouldy potatoes in the litterbin.

سیب‌زمینی‌های کپک‌زده را در سطل زباله انداخت.

Did you see the shameless way she was chucking herself at him?

آیا دیدید چه بی‌شرمی طور خود را به او انداخت؟

The boys were chucking snowballs at passing cars.

پسرها داشتند با توپ‌های برفی به ماشین‌های عبوری می‌زدند.

Richard chucked in his cultural studies course.

ریچارد دروسیال مطالعاتی خود را رها کرد.

his steady chucked him two weeks ago.

همراهش دو هفته پیش او را ترک کرد.

نمونه‌های واقعی

I could say that it is chucking it down.

می‌توانم بگویم که دارد باران شدید می‌بارد.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

How much wood would a woodchuck chuck?

یک چوب‌دستی چقدر چوب می‌توانستند بچیند؟

منبع: CNN 10 Student English Compilation April 2021

A perfectly good solution has to be chucked on account of...

یک راه حل کاملاً خوب باید به دلیل... دور ریخته شود.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

So in Australian slang you can say that you chucked a sickie.

بنابراین در اصطلاح استرالیایی، می‌توانید بگویید که مرخصی گرفتید.

منبع: Emma's delicious English

Thunderstorms are storms that have lightning, thunder and it is also chucking it down as well.

طوفان‌های رعد و برق طوفانی هستند که دارای صاعقه و رعد و برق هستند و همچنین شدیداً باران می‌بارد.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

They pick up these coconuts and just start chucking them.

آنها این نارگیل‌ها را برداشته و شروع به پرتاب آنها می‌کنند.

منبع: Black Swan Selection

Ow! Why did you chuck that peanut at me?

آخ! چرا آن پچراو را به من پرتاب کردی؟

منبع: EnglishPod 271-365

" Chucking it down" . Chuck means to throw very hard.

منبع: Dad takes you to learn vocabulary.

They just wish the animal would chuck more of it.

آنها فقط امیدوارند که حیوان بیشتر آن را پرتاب کند.

منبع: CNN 10 Student English Compilation April 2021

This is called chucking a sickie or pulling a sickie.

به این کار گفتن مرخصی گرفتن یا در آوردن مرخصی است.

منبع: Emma's delicious English

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید