commercial

[ایالات متحده]/kəˈmɜːʃl/
[بریتانیا]/kəˈmɜːrʃl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به تجارت یا کسب و کار
n. یک آگهی در تلویزیون یا رادیو
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

commercial activity

فعالیت تجاری

commercial sector

بخش تجاری

commercial enterprise

شرکت تجاری

commercial property

ملک تجاری

commercial advertising

تبلیغات تجاری

commercial lease

اجاره تجاری

commercial bank

بانک تجاری

commercial value

ارزش تجاری

commercial production

تولید تجاری

commercial law

قانون تجارت

commercial application

کاربرد تجاری

commercial use

مصرف تجاری

commercial space

فضای تجاری

commercial building

ساختمان تجاری

commercial street

خیابان تجاری

commercial bureau

اداره بازرگانی

commercial operation

عملیات تجاری

commercial invoice

فاکتور تجاری

commercial vehicle

وسیله نقلیه تجاری

commercial banking

بانکداری تجاری

state-owned commercial bank

بانک تجاری دولتی

commercial paper

اسناد تجاری

commercial business

کسب و کار تجاری

جملات نمونه

a commercial loan; a commercial attaché.

وام تجاری؛ کاردار تجاری

a commercial music publisher.

ناشر موسیقی تجاری

an ungreen commercial development.

یک توسعه تجاری غیر سبز

boycott a commercial product

تحریم یک محصول تجاری

a commercial counselor

مشاور تجاری

the moribund commercial property market.

بازار ملک تجاری رو به زوال

نمونه‌های واقعی

Are you even watching this commercial, Michelle?

آیا اصلاً می‌بینید که मिशل، شما در حال تماشای این تبلیغ هستید؟

منبع: Idol speaks English fluently.

Nothing but a bunch of commercials. These days the amount of commercials is amazing.

هیچ چیز به جز تعداد زیادی از تبلیغات. امروزه میزان تبلیغات شگفت انگیز است.

منبع: 100 Most Popular Conversational Topics for Foreigners

She just did a paper towel commercial.

او همین الان یک تبلیغ حوله کاغذی انجام داد.

منبع: S03

And I love that you have no commercials.

و من عاشق اینم که شما هیچ تبلیغاتی ندارید.

منبع: Read a poem before bed.

This is very much a commercial proposition.

این بسیار یک پیشنهاد تبلیغاتی است.

منبع: BBC documentary "The Mystery of the Moon"

You've never written a script this commercial before.

شما قبلاً چنین فیلمنامه ای برای این تبلیغ ننوشته اید.

منبع: Deadly Women

Is Ana de Armas in a Diamond commercial? - Diamond commercial?

آیا آنا دِ آرمس در یک تبلیغ الماس حضور دارد؟ - تبلیغ الماس؟

منبع: Connection Magazine

This kid in my class did a cough syrup commercial.

این بچه در کلاس من یک تبلیغ شربت سرفه انجام داد.

منبع: Modern Family - Season 10

" It was one of the top 100 commercials, " said Robert Cody.

" این یکی از 100 تبلیغ برتر بود، " رابرت کادی گفت.

منبع: VOA Slow English - America

This whole evening was practically a commercial for the perfect family.

کل این شب به طور عملی یک تبلیغ برای خانواده کامل بود.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید