cumbria

[ایالات متحده]/'kʌmbriə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

Cumbrian - یک شهرستان در شمال غرب انگلستان، که همچنین به عنوان کامبریا شناخته می‌شود.

جملات نمونه

Cumbria is a county in North West England.

کامبِریا یک شهرستان در شمال غربی انگلستان است.

Lake District National Park is located in Cumbria.

پارک ملی لیک دیستریکت در کامبِریا واقع شده است.

Cumbria is known for its beautiful landscapes and historic sites.

کامبِریا به خاطر مناظر زیبا و مکان‌های تاریخی خود شناخته می‌شود.

Many tourists visit Cumbria for outdoor activities like hiking and cycling.

بسیاری از گردشگران برای انجام فعالیت‌های فضای باز مانند پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری از کامبِریا بازدید می‌کنند.

The city of Carlisle is the county town of Cumbria.

شهر کارلایل شهر شهرستان کامبِریا است.

Cumbria has a rich cultural heritage with traditional festivals and events.

کامبِریا دارای میراث فرهنگی غنی با جشنواره‌ها و رویدادهای سنتی است.

Sheep farming is a common practice in rural Cumbria.

پرورش گوسفند یک عمل رایج در کامبِریا روستایی است.

Cumbria has a maritime climate with mild temperatures and moderate rainfall.

کامبِریا دارای آب و هوای دریایی با دمای ملایم و بارش متوسط ​​است.

The history of Cumbria dates back to Roman times.

تاریخ کامبِریا به دوران روم بازمی‌گردد.

Cumbria offers a variety of outdoor recreational activities for visitors.

کامبِریا انواع فعالیت‌های تفریحی فضای باز را برای بازدیدکنندگان ارائه می‌دهد.

نمونه‌های واقعی

Much of Cumbria has become too popular for its own good.

بسیاری از کامبریای بیش از حد محبوب شده است.

منبع: The Guardian Reading Selection

In Cumbria in the UK, old Christmas trees are being put to good use.

در کامبریای بریتانیا، درختان کریسمس قدیمی در حال استفاده مجدد هستند.

منبع: BBC News Vocabulary

It happens in September in Cumbria which is in the northwest of the United Kingdom.

این اتفاق در سپتامبر در کامبریای رخ می دهد که در شمال غربی بریتانیا واقع شده است.

منبع: Engvid Super Teacher Selection

Held in Cumbria, this tangy, zesty festival of preserves has been running for 13 years.

این جشنواره تند و خوشمزه مربا در کامبریای برگزار می شود و 13 سال است که در حال اجرا است.

منبع: BBC Learning English (official version)

Cumbria is a region of England on the west coast, bordering Scotland to the north.

کامبریای یک منطقه از انگلستان در ساحل غربی است که در شمال با اسکاتلند مرز دارد.

منبع: 99% unknown stories

On a shelf at my parents' house in Cumbria are these seven faded books.

در یک قفسه در خانه والدین من در کامبریای، این هفت کتاب رنگ باخته وجود دارد.

منبع: 99% unknown stories

There is some beautiful parts of Yorkshire, the Yorkshire Dales and the borders, where you go up bordering Cumbria and stuff.

بعضی از قسمت های زیبای یورکشایر، Yorkshire Dales و مرزها وجود دارد، جایی که شما به سمت بالا می روید و در مرز کامبریای و اینها هستید.

منبع: Street interviews learning English

Fish are now breeding in this part of Swindale Beck in Cumbria – in habitat that has been missing for 200 years.

ماهی ها اکنون در این قسمت از Swindale Beck در کامبریای در زیستگاه هایی که برای 200 سال از بین رفته اند، در حال تخم گذاری هستند.

منبع: BBC English Unlocked

One of the oldest projects is a stretch of road in Cumbria, in north-west Britain, which is extensively used by heavy lorries.

یکی از قدیمی ترین پروژه ها یک قطعه جاده در کامبریای، در شمال غربی بریتانیا است که به طور گسترده توسط کامیون های سنگین استفاده می شود.

منبع: The Economist (Summary)

700 years competitive gurning contests have been held at the Egremont crab fair in the English county of Cumbria.

مسابقات 700 ساله گِرنینگ در جشنواره خرچنگ Egremont در شهرستان انگلیسی کامبریای برگزار شده است.

منبع: Notes on Life in the UK

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید