dna

[ایالات متحده]/ˌdi:,en'ei/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. اسید دئوکسی ریبونوکلئیک
n. آژانس هسته‌ای وزارت دفاع

عبارات و ترکیب‌ها

genomic dna

DNA ژنومی

dna methylation

متیلاسیون DNA

dna sequencing

توالی‌دهی DNA

mitochondrial dna

DNA میتوکندریال

dna repair

تعمیر DNA

dna fingerprint

اثر انگشت DNA

plasmid dna

DNA پلازمیدی

recombinant dna

DNA نوترکیب

dna replication

تکثیر DNA

dna fingerprinting

اثر انگشت گیری DNA

dna probe

پروب DNA

dna polymerase

پلی مراز DNA

dna hybridization

هیبریداسیون DNA

recombinant dna technology

فناوری DNA نوترکیب

mt dna

mt DNA

unscheduled dna synthesis

سنتز DNA زمان‌بندی نشده

جملات نمونه

DNA testing is commonly used in forensic investigations.

تست DNA به طور معمول در تحقیقات جنایی استفاده می شود.

Genetic mutations can alter the DNA sequence.

جهش‌های ژنتیکی می‌توانند توالی DNA را تغییر دهند.

Scientists are studying the role of DNA in heredity.

دانشمندان نقش DNA را در ارث‌بری مطالعه می‌کنند.

DNA analysis can help determine paternity.

تجزیه و تحلیل DNA می‌تواند به تعیین پدر بودن کمک کند.

The suspect's DNA was found at the crime scene.

DNA مظنون در صحنه جرم یافت شد.

DNA replication is a key process in cell division.

تکثیر DNA یک فرآیند کلیدی در تقسیم سلول است.

Certain diseases are linked to specific DNA mutations.

برخی از بیماری‌ها به جهش‌های DNA خاص مرتبط هستند.

DNA sequencing is used to determine the order of nucleotides.

DNA توالی‌یاابی برای تعیین ترتیب نوکلئوتیدها استفاده می‌شود.

The study of ancient DNA can provide insights into history.

مطالعه DNA باستانی می‌تواند بینش‌هایی در مورد تاریخ ارائه دهد.

DNA technology has revolutionized the field of genetics.

فناوری DNA زمینه ژنتیک را متحول کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید