dutch

[ایالات متحده]/dʌtʃ/
[بریتانیا]/dʌtʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به هلند یا مردم آن؛ مربوط به زبان هلندی
n. زبان هلند، مردم هلند، شجاعت هلندی، هر یک پرداخت صورت حساب خود را.

عبارات و ترکیب‌ها

Dutch language

زبان هلندی

Dutch culture

فرهنگ هلند

Dutch traditions

رسوم هلندی

Dutch cuisine

آشپزی هلندی

go dutch

پول پرداخت کردن

in dutch

به زبان هلندی

dutch auction

حراج هلندی

dutch treat

پرداخت هزینه توسط شخص دیگر

double dutch

دو برابر مشکل

dutch courage

شجاعت الکلی

dutch uncle

خاله یا عمه هلندی

جملات نمونه

Dutch cheese is famous worldwide.

پنیر هلندی در سراسر جهان مشهور است.

She speaks fluent Dutch.

او به زبان هلندی مسلط است.

They enjoyed a traditional Dutch meal.

آنها از یک وعده غذایی سنتی هلندی لذت بردند.

He bought a pair of Dutch clogs.

او یک جفت چکمه هلندی خرید.

The Dutch team won the championship.

تیم هلند قهرمانی را به دست آورد.

She learned Dutch culture through books.

او فرهنگ هلند را از طریق کتاب ها آموخت.

Dutch architecture is known for its unique style.

معماری هلندی به خاطر سبک منحصر به فردش شناخته شده است.

The Dutch tulips are in full bloom.

لاله‌های هلندی در شکوفایی کامل هستند.

He is of Dutch descent.

او اصالتی هلندی دارد.

They visited a Dutch windmill.

آنها از یک آسیاب بادی هلندی بازدید کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید