easing

[ایالات متحده]/'i:ziŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بهره‌برداری؛ موقعیت راحتی؛ آرامش
v. رها کردن

عبارات و ترکیب‌ها

easing financial burden

کاهش بار مالی

quantitative easing

تسهیل کمی

جملات نمونه

the sale will go a long way towards easing the huge debt burden.

فروش کمک زیادی به کاهش بار بدهی بزرگ خواهد کرد.

Eucalyptus oil is good for easing muscular aches and pains.

روغن اکالیپتوس برای تسکین درد و ناراحتی عضلانی مناسب است.

The result shows that as long as the easing is determined, the armhole hypothenuse increment may be obtained and the twopiece sleeve drafting completed compatibly with the fabric and moulding.

نتیجه نشان می‌دهد که تا زمانی که میزان گشاد شدن مشخص شود، می‌توان افزایش وتر hypotenuse سوراخ بازو را به دست آورد و ترسیم آستین دو تکه را با سازگاری با پارچه و قالبی که دارد، تکمیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید