expand

[ایالات متحده]/ɪkˈspænd/
[بریتانیا]/ɪkˈspænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بزرگتر کردن در اندازه; باعث ورم کردن; بسط دادن

vi. کشیده شدن; باز شدن; توسعه دادن

عبارات و ترکیب‌ها

expand the business

گسترش کسب و کار

expand the market

گسترش بازار

expand the team

گسترش تیم

expand horizons

گسترش افق‌ها

expand market

گسترش بازار

expand into

ورود به

expand domestic demand

گسترش تقاضای داخلی

expand on

توسعه بیشتر

expand all

گسترش همه

جملات نمونه

expand industry and commerce

گسترش صنعت و تجارت

expand on a favorite topic.

در مورد یک موضوع مورد علاقه گسترش دهید.

Metals expand with heat.

فلزات با گرما منبسط می‌شوند.

the expanded fins of the ray.

دم‌های منبسط ستاره‌ماهی

the town expanded at a phenomenal rate.

شهر با سرعت شگفت انگیزی گسترش یافت.

the property of heat to expand metal at uniform rates.

خاصیت گرما برای منبسط کردن فلز با نرخ یکنواخت.

expand one's knowledge of foreign countries

گسترش دانش خود در مورد کشورهای خارجی

Irons expands when it is heated.

آهن منبسط می شود وقتی گرم می شود.

This golf course expands to the riverside.

این زمین گلف به سمت کنار رودخانه گسترش می یابد.

I will expand on this problem next time.

من در زمان بعدی در مورد این مشکل بیشتر توضیح خواهم داد.

The factory expands to the foot of the mountain.

کارخانه به پای کوه گسترش می یابد.

The society expanded into a worldwide organization.

جامعه به یک سازمان جهانی گسترش یافت.

The chair expands to form a day bed.

صندلی برای ایجاد یک تخت روز باز می شود.

A gas tends to expand indefinitely.

یک گاز تمایل دارد به طور نامحدود منبسط شود.

the company expanded rapidly and diversified into computers.

شرکت به سرعت گسترش یافت و به سمت رایانه‌ها متنوع شد.

the minister expanded on the government's proposals.

وزیر در مورد پیشنهادات دولت توضیح داد.

نمونه‌های واقعی

" It stretches and expands, it stretches and expands."

آن گسترش می‌یابد و منبسط می‌شود، آن گسترش می‌یابد و منبسط می‌شود.

منبع: TED Talks (Audio Version) February 2016 Collection

Come on, man, expand your horizons.

بیا، مرد، افق دیدگاه خود را گسترش بده.

منبع: Idol speaks English fluently.

Innovation cooperation with other countries will be expanded.

همکاری نوآورانه با سایر کشورها گسترش خواهد یافت.

منبع: CRI Online March 2019 Collection

It has plans to expand in the U.S.

برنامه‌هایی برای گسترش در ایالات متحده دارد.

منبع: VOA Special May 2022 Collection

What's the reason behind your plan to expand?

دلیل برنامه شما برای گسترش چیست؟

منبع: Meeting English speaking

You could lead the effort to expand our horizons.

شما می‌توانید تلاش برای گسترش افق دیدگاه ما را رهبری کنید.

منبع: Billions Season 1

Do you have any plans to expand outside Britain?

آیا برنامه ای برای گسترش خارج از بریتانیاد دارید؟

منبع: Beijing Foreign Studies University - New Advanced Vocational English

It has assimilated itself into other domains of science and is still expanding.

خود را در سایر حوزه های علم ادغام کرده و همچنان در حال گسترش است.

منبع: The Great Science Revelation

The expanded CAG repeats also affect DNA replication itself.

تکرارهای CAG گسترش یافته نیز بر خود تکثیر DNA تأثیر می گذارد.

منبع: Osmosis - Nerve

The U.S. economy has been expanding for nearly 10 years.

اقتصاد ایالات متحده تقریباً 10 سال است که در حال گسترش است.

منبع: VOA Slow English - Entertainment

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید