fossils

[ایالات متحده]/ˈfɒs.əlz/
[بریتانیا]/ˈfɑː.səlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بقایای موجودات باستانی که در سنگ حفظ شده‌اند؛ شخص سرسخت؛ کسی که از تغییر امتناع می‌کند؛ یک شخص یا چیز قدیمی یا منسوخ

عبارات و ترکیب‌ها

fossils found

فسیل‌های یافت شده

fossils discovered

فسیل‌های کشف شده

fossils preserved

فسیل‌های حفظ شده

fossils analyzed

فسیل‌ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند

fossils studied

فسیل‌ها مورد مطالعه قرار گرفتند

fossils collected

فسیل‌ها جمع‌آوری شدند

fossils examined

فسیل‌ها بررسی شدند

fossils displayed

فسیل‌ها به نمایش گذاشته شدند

fossils identified

فسیل‌ها شناسایی شدند

fossils excavated

فسیل‌ها حفاری شدند

جملات نمونه

fossils provide valuable information about the earth's history.

فسیل‌ها اطلاعات ارزشمندی در مورد تاریخ زمین ارائه می‌دهند.

scientists study fossils to understand ancient life forms.

دانشمندان فسیل‌ها را برای درک اشکال حیات باستانی مطالعه می‌کنند.

the museum has a large collection of dinosaur fossils.

موزه دارای مجموعه بزرگی از فسیل‌های دایناسور است.

fossils can be found in sedimentary rock layers.

می‌توان فسیل‌ها را در لایه‌های سنگ رسوبی یافت.

some fossils are millions of years old.

برخی از فسیل‌ها میلیون‌ها سال قدمت دارند.

fossils help paleontologists reconstruct prehistoric ecosystems.

فسیل‌ها به دیرینه‌شناسان کمک می‌کنند تا اکوسیستم‌های پیش از تاریخ را بازسازی کنند.

finding fossils can be an exciting adventure for children.

پیدا کردن فسیل می‌تواند یک ماجراجویی هیجان‌انگیز برای کودکان باشد.

some fossils show evidence of ancient climate changes.

برخی از فسیل‌ها شواهدی از تغییرات آب و هوای باستانی نشان می‌دهند.

fossils are important for understanding evolution.

فسیل‌ها برای درک تکامل مهم هستند.

many fossils are preserved in amber.

بسیاری از فسیل‌ها در کهربا حفظ شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید