gunpowder

[ایالات متحده]/'gʌnpaʊdə/
[بریتانیا]/'ɡʌnpaʊdɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. باروت انفجاری مورد استفاده در تفنگ‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

gunpowder residue

بقای باروت

جملات نمونه

the gunpowder weapons have extra penetrative power.

سلاح‌های باروتی قدرت نفوذ بیشتری دارند.

A smell of gunpowder penetrated the woods.

بوی باروت به درون جنگل نفوذ کرد.

Gunpowder,dynamite and gun cotton are explosives.

باروت، داینامیت و پنبه تفنگ مواد منفجره هستند.

The barrel of gunpowder blew up with a terrible noise.

سوراخ تفنگ باروت با صدای وحشتناکی منفجر شد.

when the hole was tamped to the top, gunpowder was inserted.

وقتی سوراخ به بالای آن پر شد، باروت وارد شد.

Damp, of course, will cause the fougasse to misfire, like any other gunpowder weapon.

رطوبت البته باعث می‌شود که فوگاس مانند هر سلاح باروتی دیگر، خراب شود.

Gunpowder was introduced into Europe during the first half of the 14th century.

باروت در نیمه اول قرن چهاردهم به اروپا معرفی شد.

The birthplace of paper, printing, gunpowder, and the magnetic compass turned inward, uncreative, and xenophobic.

زادگاه کاغذ، چاپ، باروت و قطب‌نما به درون گرایش یافت، غیرخلاق و بیگانه هراس.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید