intercontinental

[ایالات متحده]/ˌɪntəkɒntɪ'nent(ə)l/
[بریتانیا]/ˌɪntɚ,kɑntɪ'nɛntl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بین یا در میان قاره‌ها؛ مربوط به، مرتبط با، یا سفر کردن بین قاره‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

intercontinental flight

پرواز بین قاره‌ای

intercontinental cuisine

آشپزی بین قاره‌ای

intercontinental hotel chain

زنجیره هتل بین قاره‌ای

intercontinental trade agreements

توافقات تجاری بین قاره‌ای

intercontinental ballistic missile

موشک بالستیک بین قاره‌ای

جملات نمونه

intercontinental exploration; intercontinental cooperation.

اکتشافات بین قاره ای؛ همکاری بین قاره ای.

an intercontinental ballistic missile; an intercontinental airline.

یک موشک بالستیک بین قاره‌ای؛ یک خط هوایی بین قاره‌ای.

an intercontinental ballistic missile

یک موشک بالستیک بین قاره‌ای

an intercontinental airline

یک خط هوایی بین قاره‌ای

InterContinental was formed from a demerger in 2003, just as the business emerged from the dotcom bust.

اینترکنتیننتال در سال 2003 از طریق تفکیک شرکت ایجاد شد، درست زمانی که کسب و کار از بحران نقطه چین بیرون آمد.

According to the researchers, "brava" and "Topol-M" intercontinental ballistic missile will be the future of Russia's strategic nuclear forces, the main body.

طبق گفته محققان، "برآوا" و "توپول-ام" موشک بالستیک بین قاره‌ای، آینده نیروهای هسته‌ای استراتژیک روسیه، بدنه اصلی.

The Russians remain implacably opposed to letting Bush build a ground-based mid-course interceptor—the GBI—base in Poland to try to shoot down any future Iranian intercontinental ballistic missiles.

روس‌ها همچنان قاطعانه با اجازه دادن به بوش برای ساخت پایگاه رهگیرنده میان‌برد زمینی - GBI - در لهستان برای تلاش برای سرنگونی هرگونه موشک بالستیک بین قاره‌ای ایرانی در آینده مخالفند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید