jason

[ایالات متحده]/'dʒeisən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام مردانه، جیسون.

عبارات و ترکیب‌ها

Jason Bourne

جیسون بورن

Jason Statham

جیسون استatham

jason kidd

جیسون کید

jason williams

جیسون ویلیامز

جملات نمونه

Jason is a talented musician.

جیسون یک نوازنده با استعداد است.

She went to the concert with Jason.

او با جیسون به کنسرت رفت.

Jason enjoys playing basketball in his free time.

جیسون از بازی بسکتبال در اوقات فراغت خود لذت می برد.

I met Jason at the party last night.

من جیسون را در مهمانی دیشب ملاقات کردم.

Jason is known for his sense of humor.

جیسون به خاطر حس شوخ طبعی اش شناخته می شود.

Jason's favorite food is sushi.

غذا مورد علاقه جیسون سوشی است.

She and Jason are good friends.

او و جیسون دوست های خوبی هستند.

Jason is a hardworking student.

جیسون یک دانش آموز سخت کوش است.

I always rely on Jason for good advice.

من همیشه برای مشورت خوب به جیسون اعتماد می کنم.

Jason and his team won the championship.

جیسون و تیمش قهرمانی را بدست آوردند.

نمونه‌های واقعی

The steering wheel from Jason's Aston Martin.

فرمان پژو جیسون

منبع: English little tyrant

Jason, a pretty rough day for Alex Rodriguez and for Major League baseball.

جیسون، روزی بسیار سخت برای الکس روبرتو و لیگ برتر بیسبال.

منبع: CNN Listening Compilation August 2013

Jason's Rezaian's wife is also on trial as is another defendant.

همسر جیسون رضاییان نیز به عنوان متهم دیگری در دادگاه است.

منبع: NPR News May 2015 Compilation

I understand you're here to take a look at Jason's office.

من متوجه شدم که شما اینجا هستید تا نگاهی به دفتر جیسون بیاندازید.

منبع: English little tyrant

With that said, Jason, Ray, Tamia, I think I was brief enough. Kind of? Okay.

با این حال، جیسون، ری، تامی، من فکر می‌کنم به اندازه کافی مختصر بودم. تا حدی؟ باشه.

منبع: NBA Star Speech Collection

I had so much to say to her, but I was so afraid to lose Jason.

خیلی چیزها داشتم برایش می‌گفتم، اما از دست دادن جیسون خیلی می‌ترسیدم.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

And you- I think you'd jump at a chance to get a better deal for Jason.

و شما - فکر می‌کنم از فرصت گرفتن یک معامله بهتر برای جیسون استقبال کنید.

منبع: The Good Place Season 2

There were a lot of straws, Jason.

حرف‌های زیادی وجود داشت، جیسون.

منبع: Sway

This was a present from my manager, Jason.

این هدیه‌ای از مدیر من بود، جیسون.

منبع: Architectural Digest

" Yessum, " Luster said. " Whar Mr Jason gone, mammy" ?

"- بله خانم،" لستر گفت. "آقای جیسون کجا رفتن، مامان؟"

منبع: The Sound and the Fury

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید