jay

[ایالات متحده]/dʒeɪ/
[بریتانیا]/dʒe/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرنده
جای
n. شخصی که زیاد صحبت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

blue jay

قرقاول آبی

jaywalking

عبور غیرقانونی از خیابان

jay chou

جی چوی

جملات نمونه

the jay's insistent cry.

فری مصرانه کلاغ‌ها

Herbert will be matched against Jay in the semifinal.

هربرت در نیمه‌نهایی با جی مسابقه خواهد داد.

a fully gilt version of Edward Barber and Jay Osgerby’s Cidade surtout de table (candelabra) and a monochromatic edition of their hand-blown glass Cupola reading table;

یک نسخه طلایی کامل از Cidade sobretudo de mesa (شمعدان) ادوارد باربر و جی اوسگربی و یک نسخه تک رنگ از میز خواندن شیشه ای دست ساز آنها؛

Further, Marjorie Hoy and Jay Jeyaprakash of the University of Florida have determined that the technique employed in the Rochester study often wrongly indicates an absence of parasitization.

همچنین، مارجوری هو و جی جیاپراکاش از دانشگاه فلوریدا مشخص کرده اند که تکنیک مورد استفاده در مطالعه روچستر اغلب به اشتباه نشان می دهد که انگل زدایی وجود ندارد.

Chicago Sun-Times movie critic Roger Ebert, in an open letter to sportswriter Jay Mariotti, who quit the paper to become a TV reporter and told an interviewer that "newspapers are dead".

راجر ایبرت، منتقد فیلم سان-تایمز شیکاگو، در نامه‌ای باز به گزارشگر ورزشی جی ماریوتی، که برای تبدیل شدن به گزارشگر تلویزیونی از روزنامه استعفا داد و به مصاحبه‌کننده گفت: "روزنامه‌ها مرده‌اند".

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید