jimbo

[ایالات متحده]/ˈdʒɪmboʊ/
[بریتانیا]/ˈdʒɪmboʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مکان در تانزانیا
Word Forms
جمعjimbos

عبارات و ترکیب‌ها

hey jimbo

جیمبو جون

jimbo's here

جیمبو اینجا است

poor jimbo

جیمبو فقیر

tell jimbo

به جیمبو بگو

old jimbo

جیمبو سالمند

where jimbo

جیمبو کجا؟

jimbo knows

جیمبو می‌داند

big jimbo

جیمبو بزرگ

jimbo's coming

جیمبو می‌آید

happy jimbo

جیمبو خوشحال

جملات نمونه

jimbo loves to go fishing on weekends.

جیمبو دوست دارد در ایام ایتیم به صید ماهی بروید.

jimbo is the best cook in our neighborhood.

جیمبو بهترین پовар در محله ما است.

my friend jimbo always helps others.

دوست من جیمبو همیشه دیگران را کمک می کند.

jimbo bought a new car yesterday.

جیمبو دیروز یک ماشین جدید خرید.

jimbo plays guitar very well.

جیمبو بسیار خوب گیتار می‌زند.

jimbo works at the local library.

جیمبو در کتابخانه محلی کار می کند.

jimbo and i went hiking last sunday.

جیمبو و من گذشته شنبه به تفریغ رفتیم.

jimbo is studying chinese history.

جیمبو تاریخ چین را می‌خواند.

jimbo adopted a cute puppy last month.

جیمبو ماهیچه‌ای خوش‌گو را ماه گذشته به عنوان خانواده گرفت.

jimbo speaks three languages fluently.

جیمبو سه زبان را به خوبی می‌زباند.

jimbo won the swimming competition.

جیمبو در مسابقه شنا برنده شد.

jimbo loves reading mystery novels.

جیمبو دوست دارد رمان‌های جنایی را بخواند.

jimbo fixed the broken bicycle himself.

جیمبو خودش دوچرخه شکسته را تعمیر کرد.

jimbo is planning a trip to japan.

جیمبو یک سفر به ژاپن را برنامه‌ریزی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید