lamarck

[ایالات متحده]/ləˈmɑːk/
[بریتانیا]/ləˈmɑrk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک طبیعی‌دان فرانسوی که به خاطر نظریه‌هایش در مورد تکامل شناخته شده است

عبارات و ترکیب‌ها

lamarckian evolution

تکامل لامارکی

lamarck's theory

نظریه لامارک

lamarckian inheritance

وراثت لامارکی

lamarckian adaptation

سازگاری لامارکی

lamarckian ideas

ایده‌های لامارکی

lamarck's principles

اصول لامارک

lamarckian traits

ویژگی‌های لامارکی

lamarck's legacy

میراث لامارک

lamarck's influence

تاثیرگذاری لامارک

lamarckian mechanisms

مکانیزم‌های لامارکی

جملات نمونه

lamarck proposed a theory of evolution.

لامارک یک نظریه تکاملی پیشنهاد داد.

many scientists criticize lamarck's ideas.

بسیاری از دانشمندان انتقاداتی را نسبت به ایده‌های لامارک وارد می‌کنند.

lamarck believed in the inheritance of acquired traits.

لامارک به ارث‌بری صفات اکتسابی اعتقاد داشت.

understanding lamarck's theory is essential for biology.

درک نظریه لامارک برای زیست‌شناسی ضروری است.

lamarck's work laid the foundation for future research.

کارهای لامارک پایه و اساس تحقیقات آینده را فراهم کرد.

students often study lamarck in evolution courses.

دانشجویان اغلب لامارک را در دوره‌های تکامل مطالعه می‌کنند.

lamarck's ideas sparked debates in the scientific community.

ایده‌های لامارک بحث‌هایی را در جامعه علمی برانگیخت.

many people confuse darwin's theory with lamarck's.

بسیاری از مردم نظریه داروین را با نظریه لامارک اشتباه می‌گیرند.

some modern biologists reject lamarck's concepts.

برخی از زیست‌شناسان مدرن مفاهیم لامارک را رد می‌کنند.

lamarck's influence can still be seen today.

تاثیرگذاری لامارک هنوز هم امروزه قابل مشاهده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید