moldavian

[ایالات متحده]/mɔl'deiviən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مربوط به مولداوی
adj. مربوط به مولداوی

عبارات و ترکیب‌ها

Moldavian cuisine

آشپزی مولداوی

Moldavian culture

فرهنگ مولداوی

جملات نمونه

Moldavian cuisine is known for its rich flavors and hearty dishes.

آشپزی مولداوی به خاطر طعم‌های غنی و غذاهای مقوی‌اش شناخته شده است.

She wore a beautiful Moldavian traditional dress to the cultural festival.

او یک لباس سنتی زیبای مولداوی به جشنواره فرهنگی پوشید.

The Moldavian wine industry has been gaining recognition worldwide.

صنعت شراب‌سازی مولداوی به طور جهانی در حال کسب شهرت است.

He is learning Moldavian language to better communicate with his colleagues.

او در حال یادگیری زبان مولداوی است تا بهتر با همکاران خود ارتباط برقرار کند.

The Moldavian art scene is vibrant and diverse.

صحنه هنری مولداوی پر جنب و جوش و متنوع است.

They celebrated Moldavian Independence Day with a parade and fireworks.

آنها روز استقلال مولداوی را با یک رژه و آتش‌بازی جشن گرفتند.

Moldavian folklore is rich in myths and legends.

فولکلور مولداوی غنی از اساطیر و افسانه‌ها است.

The Moldavian government is implementing new policies to boost the economy.

دولت مولداوی سیاست‌های جدیدی را برای تقویت اقتصاد در حال اجرا است.

She traveled to Moldavia to explore the Moldavian culture and traditions.

او به مولداوی سفر کرد تا فرهنگ و سنت‌های مولداوی را کشف کند.

The Moldavian people are known for their hospitality and warmth.

مردم مولداوی به خاطر مهمان‌نوازی و صمیمیت خود مشهور هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید