moorish

[ایالات متحده]/'muəriʃ/
[بریتانیا]/ˈmʊrɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به موری‌ها، فرهنگ موری، یا به سبک معماری موری.

عبارات و ترکیب‌ها

Moorish architecture

معماری موریسک

Moorish culture

فرهنگ مور

Moorish design

طراحی مور

Moorish influence

تاثیر مور

Moorish art

هنر مور

جملات نمونه

The moorish architecture of the building was truly stunning.

معماری موریسکی ساختمان واقعاً خیره‌کننده بود.

She prepared a moorish feast for her guests.

او یک جشن موریسکی برای مهمانانش آماده کرد.

The spices used in the dish gave it a moorish flavor.

ادویه‌های استفاده شده در غذا به آن طعم موریسکی داد.

The intricate patterns on the rug were reminiscent of moorish designs.

الگوهای پیچیده روی فرش یادآور طرح‌های موریسکی بود.

The palace was decorated with moorish tiles and arches.

کاخ با کاشی‌ها و طاق‌های موریسکی تزئین شده بود.

The moorish influence can be seen in the city's architecture.

می‌توان تأثیر موریسکی را در معماری شهر دید.

The moorish music filled the air with its haunting melodies.

موسیقی موریسکی با ملودی‌های دل‌انگیز خود، هوا را پر کرد.

She fell in love with the moorish charm of the old town.

او عاشق جذابیت موریسکی شهر قدیمی شد.

The restaurant served moorish cuisine that was a hit with customers.

رستوران غذاهای موریسکی ارائه می‌داد که مورد استقبال مشتریان قرار گرفت.

The moorish influence in the region's art can be seen in the intricate designs.

می‌توان تأثیر موریسکی در هنر منطقه را در طرح‌های پیچیده دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید