musician

[ایالات متحده]/mjuː'zɪʃ(ə)n/
[بریتانیا]/mjʊ'zɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به طور حرفه‌ای در اجرای موسیقی یا آهنگسازی مشغول است.
Word Forms
جمعmusicians

عبارات و ترکیب‌ها

talented musician

موسیقیدان با استعداد

professional musician

موسیقیدان حرفه‌ای

up-and-coming musician

موسیقیدان نوظهور

جملات نمونه

Is this musician a contemporary

آیا این نوازنده یک همزمان است؟

a musician beyond compare.

یک نوازنده فراتر از مقایسه.

a technically accomplished musician

یک نوازنده ماهر از نظر فنی

a musician at the top of her form.

یک نوازنده در اوج توانایی خود.

musicians hang out with their own kind.

نوازندگان با هم‌نوعان خود معاشرت می‌کنند.

street musicians; a street juggler.

نوازندگان خیابانی؛ یک شعبده‌باز خیابانی.

That rock musician has a cult following.

آن نوازنده راک طرفداران زیادی دارد.

The musicians played with gusto.

نوازندگان با شور و شوق اجرا کردند.

an inspired musician; an inspired performance.

یک نوازنده الهام گرفته؛ یک اجرا الهام بخش

A musician can appreciate small differences in sounds.

یک نوازنده می‌تواند تفاوت‌های کوچک در صداها را درک کند.

The musician has arrived professionally.

نوازنده به طور حرفه‌ای رسیده است.

I made the acquaintance of several musicians around that time.

من در آن زمان با چند نوازنده آشنا شدم.

a writer/an artist/a musician in residence

یک نویسنده/یک هنرمند/یک نوازنده در اقامت.

musicians playing a benefit concert for scale.

نوازندگانی که در حال اجرای یک کنسرت خیریه برای مقیاس هستند.

Most of my family are musicians; it is in the blood.

بیشتر خانواده من نوازنده هستند؛ این در خون آنهاست.

He is a poor musician for all his training.

با وجود تمام آموزش‌هایش، او یک نوازنده ضعیف است.

Even great musicians require constant practice.

حتی نوازندگان بزرگ هم به تمرین مداوم نیاز دارند.

a musician who is a gifted amateur, not a professional;

یک نوازنده که یک آماتور با استعداد است، نه یک حرفه‌ای.

نمونه‌های واقعی

We want two good musicians for our rock band.

ما به دو نوازنده خوب برای گروه راک خود نیاز داریم.

منبع: New Target Junior High School English Grade 7 (Upper)

This Paige, she's an aspiring musician.

پِیج، او یک نوازنده مشتاق است.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

It helps all the musicians play in time.

این به همه نوازندگان کمک می کند تا به موقع بنوازند.

منبع: Sarah and the little duckling

Maybe I was meant to be a musician.

شاید قرار بود من یک نوازنده باشم.

منبع: Our Day This Season 1

But most of the cases, film directors are not musicians.

اما در بیشتر موارد، کارگردانان فیلم نوازنده نیستند.

منبع: Chronicle of Contemporary Celebrities

Just moved from Ireland. My dad's a musician.

به تازگی از ایرلند نقل مکان کردم. پدر من یک نوازنده است.

منبع: The Simpsons Movie

George knew it mocking rival musicians as being crummy.

جرج آن را می دانست که رقیبان نوازندگان را به عنوان افراد بد مسخره می کند.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

So he kind of orders his musicians to stop.

بنابراین او نوعی به نوازندگانش دستور می دهد که متوقف شوند.

منبع: Appreciation of English Poetry

Bill is the most accomplished musician I have ever known.

بیل توانمندترین نوازنده ای است که تا به حال می شناسم.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Mozart's father himself was a talented musician and composer.

خود پدر موتزارت یک نوازنده و آهنگساز با استعداد بود.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید