nicky

[ایالات متحده]/'niki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نیکی (نام مردانه، معادل نیکلاس)؛ نیکی (نام زنانه، معادل نیکولا یا نیکول)

جملات نمونه

Nicky is a talented musician.

Nicky یک نوازنده با استعداد است.

She has a close relationship with Nicky.

او رابطه نزدیکی با Nicky دارد.

Nicky always wears stylish outfits.

Nicky همیشه لباس های شیک می پوشد.

They went to see Nicky's art exhibition.

آنها برای دیدن نمایشگاه هنری Nicky رفتند.

Nicky's new book is receiving great reviews.

کتاب جدید Nicky بازخوردهای عالی دریافت می کند.

I'm meeting Nicky for lunch tomorrow.

من Nicky را برای صرف ناهار فردا ملاقات خواهم کرد.

Nicky's performance on stage was outstanding.

اجای Nicky روی صحنه فوق العاده بود.

She admires Nicky's dedication to charity work.

او به تعهد Nicky به کار خیریه تحسین می کند.

Nicky's sense of humor always brightens up the room.

حس شوخ طبعی Nicky همیشه فضا را روشن می کند.

They are planning a surprise party for Nicky's birthday.

آنها در حال برنامه ریزی یک مهمانی غافلگیرانه برای تولد Nicky هستند.

نمونه‌های واقعی

Not Nicky, too? -What were you thinking?

نه نیکولاس هم؟ -تو به چه فکر می‌کردی؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

Yeah, nicky had run away from her own party.

بله، نیکولاس از مهمانی خودش فرار کرده بود.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

I have to say, nicky suddenly transformed during this trip.

باید بگویم، نیکولاس در این سفر ناگهان تغییر کرد.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

Later that day, nicky told Mom that he saw her.

بعدها در آن روز، نیکولاس به مادرش گفت که او را دیده است.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

But there was also another surprise in store. After about ten minutes, nicky also arrived with his girlfriend Jessica.

اما یک غافلگیری دیگر هم در انتظار بود. حدود ده دقیقه بعد، نیکولاس با دوست دخترش جسیکا نیز رسید.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

Oh yes, I like this, nicky, but the trip ended and we spent the last night in our hotel before leaving.

اوه بله، من این را دوست دارم، نیکولاس، اما سفر تمام شد و ما شب آخر را در هتل خود گذراندیم قبل از رفتن.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

But soon, nicky and her paren'ts showed up at our door and she asked me to forgive her for what she had done.

اما به زودی نیکولاس و والدینش در در ما ظاهر شدند و از من خواستند که او را به خاطر آنچه کرده بود ببخشم.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

But she never told me why she did it, and that was what really bothered me. A few weeks later, nicky came to me with a very unusual request.

اما او هرگز به من نگفت چرا این کار را کرد و این همان چیزی بود که واقعاً آزارم می‌داد. چند هفته بعد، نیکولاس با یک درخواست بسیار غیرمعمول به من آمد.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

At that moment, I knew that nothing good was going to happen in that house. Most likely, nicky would be punished, only this time much stronger than the last.

در آن لحظه، من می‌دانستم که هیچ اتفاق خوبی در آن خانه نخواهد افتاد. به احتمال زیاد، نیکولاس مجازات خواهد شد، فقط این بار بسیار بیشتر از آخرین بار.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

Okay, so instead we use… Nicky: We use a nice garden tool, or we have bunch cutters here that we use, or a nice sharp knife is great as well.

باشه، پس به جای آن از... نیکولاس: ما از یک ابزار باغبانی خوب استفاده می‌کنیم، یا ما اینجا یک دستگاه برش دسته داریم که از آن استفاده می‌کنیم، یا یک چاقوی تیز خوب هم عالی است.

منبع: 2022-2023-2 Academic Listening

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید