sharp pain
درد شدید
suffering from pain
در حال رنج کشیدن
excruciating pain
درد طاقتفرسا
chronic pain
درد مزمن
in pain
درد
abdominal pain
درد شکم
back pain
درد کمر
no pain
بدون درد
chest pain
درد سینه
feel pain
درد احساس کردن
low back pain
درد کمر
physical pain
درد جسمانی
pain threshold
آستانه درد
stomach pain
درد معده
severe pain
درد شدید
acute pain
درد حاد
pelvic pain
درد لگن
intense pain
درد شدید
unbearable pain
درد طاقتفرسا
spare no pains
هیچ تلاشی نکنید
feel no pain
درد احساس نکنید
the pain was immitigable.
درد غیرقابل تحمل بود.
the pain of not knowing.
درد ندانستن.
the pain of loss.
درد از دست دادن.
a pain in the inwards
دردی در درون.
the pain grew in intensity.
درد به شدت افزایش یافت.
The pain had gone.
درد از بین رفته بود.
have a pain in the head
درد در سر داشتن.
The pain went off.
درد از بین رفت.
The pain began to ease.
درد شروع به کاهش کرد.
in an extremity of pain
در اوج درد
He has pains / a pain / pain in the shoulders.
او درد دارد / درد / درد در شانهها.
She bore the pain with resignation.
او درد را با تسلیم تحمل کرد.
a stoical response to pain
واکنش استوارانه به درد
she bore the pain stoically.
او درد را با شجاعت تحمل کرد.
pain in the abdominal region. A
درد در ناحیه شکم. A
she's in great pain .
او دردمندی است.
the movement made the pain worse.
حرکت باعث تشدید درد شد.
The pain was severe, but tolerable.
درد شدید بود، اما قابل تحمل.
have a pain in the right side
درد در سمت راست داشتن.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید