paprika

[ایالات متحده]/'pæprɪkə/
[بریتانیا]/pə'prikə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ادویه‌ای که از فلفل‌های قرمز آسیاب شده تهیه می‌شود
adj. پخته شده با فلفل‌های قرمز.

جملات نمونه

Putz mal die Paprika und den Chinakohl!

Putz mal die Paprika und den Chinakohl!

I order black pepper sirloin without any paprika.

من سِیرلوین با فلفل سیاه بدون پاپريكا سفارش می‌دهم.

She sprinkled paprika on top of the roasted vegetables.

او پاپريكا را روی سبزیجات کبابی ریخت.

The paprika added a nice kick to the dish.

پاپريكا طعم خوبی به غذا داد.

I like to use paprika to season my chicken.

من دوست دارم از پاپريكا برای طعم دادن به مرغ خود استفاده کنم.

The paprika gave the soup a beautiful red color.

پاپريكا رنگ قرمز زیبایی به سوپ داد.

You can substitute paprika for chili powder in this recipe.

شما می‌توانید پاپريكا را به جای پودر چیلی در این دستور غذا استفاده کنید.

The paprika-infused oil added depth to the marinade.

روغن طعم‌دار شده با پاپريكا عمق خوبی به مزه‌دار کردن داد.

I always keep paprika in my spice rack.

من همیشه پاپريكا را در قفسه ادویه‌ام نگه می‌دارم.

Paprika is a common ingredient in Hungarian cuisine.

پاپريكا یک ماده رایج در آشپزی مجارستانی است.

The paprika plant belongs to the nightshade family.

گیاه پاپريكا متعلق به خانواده بادنجنیان است.

The paprika gave the dish a smoky flavor.

پاپريكا طعم دودی به غذا داد.

نمونه‌های واقعی

So I have breadcrumbs. I've got smoked paprika, onion powder, garlic powder.

من دارای خرده نان، پاپریکای دودی، پودر پیاز و پودر سیر هستم.

منبع: Gourmet Base

This is smoked paprika, and this is rubbed sage.

این پاپریکای دودی است و این مریم گلی است که مالش داده شده است.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2021 Collection

Otherwise, we would have you covered in smoked paprika, olive oil.

در غیر این صورت، شما را با پاپریکای دودی و روغن زیتون پوشانده بودیم.

منبع: Gourmet Base

Brava sauce is a combination of oil, spicy and sweet smoked paprika, cornstarch, and broth.

سس براوا ترکیبی از روغن، پاپریکای دودی تند و شیرین، نشاسته ذرت و آبگوشت است.

منبع: Perspective Encyclopedia of Gourmet Food

Today the most common ingredients used to make deviled eggs are mustard, mayonnaise, and paprika.

امروز رایج ترین مواد مورد استفاده برای تهیه تخم مرغ های شیطانی خردل، مایونز و پاپریکا هستند.

منبع: Perspective Encyclopedia of Gourmet Food

And add paprika and salt, and then allow the flavours to infuse for an hour.

و پاپریکا و نمک را اضافه کنید و سپس اجازه دهید طعم ها به مدت یک ساعت ترکیب شوند.

منبع: Gourmet Base

I'm gonna add some Dijon mustard, fried shallots, smoked paprika, bit of sugar.

من قصد دارم کمی خردل دیژون، پیاز سرخ شده، پاپریکای دودی و کمی شکر اضافه کنم.

منبع: Gourmet Base

And this is parsley, onion flakes. This is smoked paprika, and this is rubbed sage.

این جعفری است، پودر پیاز. این پاپریکای دودی است و این مریم گلی است که مالش داده شده است.

منبع: VOA Standard English_Americas

Harjinder's magic box includes flaked chillies, cumin, coriander and lovage seeds.Garam masala, turmeric and paprika.

جعبه جادویی هرجیندر شامل فلفل های خرد شده، زیره، گشنیز و دانه‌های موراکا است. ماسالا گرم، زردچوبه و پاپریکا.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

Now I've covered my chips in some smoked paprika.

حالا تراشه هایم را با پاپریکای دودی پوشانده ام.

منبع: Gourmet Base

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید