pomeranian

[ایالات متحده]/ˌpɒməˈreɪniən/
[بریتانیا]/ˌpɑːməˈreɪniən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به پومرانیا
n. یک شخص پومرانی یا یک نژاد سگ کوچک از پومرانیا

عبارات و ترکیب‌ها

pomeranian puppy

سگ پومرانی

cute pomeranian

پومرانی دوست داشتنی

pomeranian dog

سگ پومرانی

fluffy pomeranian

پومرانی پشمالو

pomeranian breed

نژاد پومرانی

pomeranian owner

صاحب پومرانی

pomeranian rescue

نجات پومرانی

adorable pomeranian

پومرانی دوست داشتنی

pomeranian mix

ترکیب پومرانی

pomeranian grooming

آرایش پومرانی

جملات نمونه

i have a fluffy pomeranian.

من یک پومرانیان پشمالو دارم.

the pomeranian loves to play in the park.

پومرانیان عاشق بازی در پارک است.

my friend adopted a pomeranian last week.

دوست من هفته گذشته یک پومرانیان به فرزندی پذیرفت.

pomeranians are known for their lively personalities.

پومرانیان به خاطر شخصیت های پر جنب و جوش خود شناخته می شوند.

she dressed her pomeranian in a cute sweater.

او پومرانیان خود را با یک ژاکت زیبا پوشاند.

the pomeranian barked at the mailman.

پومرانیان به پیک حرفه ای پارس کرد.

pomeranians require regular grooming.

پومرانیان نیاز به آرایش منظم دارند.

he took his pomeranian for a walk every morning.

او هر روز صبح پومرانیان خود را برای پیاده روی بیرون می برد.

pomeranians are great companions for families.

پومرانیان همراهان خوبی برای خانواده ها هستند.

training a pomeranian can be a fun experience.

آموزش یک پومرانی می تواند یک تجربه سرگرم کننده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید