happy samhain
سامین شاد
blessed samhain
سامین مبارک
samhain night
شب سامین
on samhain
در سامین
celebrate samhain
سامین را جشن بگیرید
samhain festival
جشنواره سامین
samhain ritual
آیین سامین
samhain traditions
رسوم سامین
after samhain
بعد از سامین
before samhain
قبل از سامین
we celebrate samhain every year with a bonfire and warm cider.
ما هر سال ساماین را با آتشافروزی و سایدِر گرم جشن میگیریم.
at samhain, families light candles to honor their ancestors.
در ساماین، خانوادهها شمع روشن میکنند تا به اجداد خود ادای احترام کنند.
they carved turnips for samhain long before pumpkins became popular.
آنها برای ساماین تربچه را حکاکی میکردند، خیلی قبل از اینکه کدو تنبل محبوب شود.
on samhain night, we set a place at the table for the dead.
در شب ساماین، ما جایگاهی روی میز برای درگذشتگان میگذاشتیم.
folklore says the veil is thin at samhain, so we speak softly.
افسانهها میگویند که در ساماین، حجاب نازک است، بنابراین با صدای آهسته صحبت میکنیم.
she held a samhain ritual at dusk in the old stone circle.
او در غروب خورشید یک آیین ساماین را در حلقه سنگی قدیمی برگزار کرد.
we told ghost stories after the samhain feast ended.
ما بعد از پایان جشن ساماین داستانهای ترسناک تعریف کردیم.
he left offerings at the samhain altar for protection.
او برای محافظت، نذورانی را در محراب ساماین قرار داد.
during samhain, the village held a harvest festival in the square.
در طول ساماین، روستا یک جشنواره برداشت محصول را در میدان برگزار کرد.
we walked by lantern light on samhain to visit the graves.
ما با نور چراغ قوه در ساماین برای بازدید از مقبرهها قدم زدیم.
she made a wreath of autumn leaves for samhain decor.
او یک حلقه از برگهای پاییزی برای دکوراسیون ساماین درست کرد.
happy samhain
سامین شاد
blessed samhain
سامین مبارک
samhain night
شب سامین
on samhain
در سامین
celebrate samhain
سامین را جشن بگیرید
samhain festival
جشنواره سامین
samhain ritual
آیین سامین
samhain traditions
رسوم سامین
after samhain
بعد از سامین
before samhain
قبل از سامین
we celebrate samhain every year with a bonfire and warm cider.
ما هر سال ساماین را با آتشافروزی و سایدِر گرم جشن میگیریم.
at samhain, families light candles to honor their ancestors.
در ساماین، خانوادهها شمع روشن میکنند تا به اجداد خود ادای احترام کنند.
they carved turnips for samhain long before pumpkins became popular.
آنها برای ساماین تربچه را حکاکی میکردند، خیلی قبل از اینکه کدو تنبل محبوب شود.
on samhain night, we set a place at the table for the dead.
در شب ساماین، ما جایگاهی روی میز برای درگذشتگان میگذاشتیم.
folklore says the veil is thin at samhain, so we speak softly.
افسانهها میگویند که در ساماین، حجاب نازک است، بنابراین با صدای آهسته صحبت میکنیم.
she held a samhain ritual at dusk in the old stone circle.
او در غروب خورشید یک آیین ساماین را در حلقه سنگی قدیمی برگزار کرد.
we told ghost stories after the samhain feast ended.
ما بعد از پایان جشن ساماین داستانهای ترسناک تعریف کردیم.
he left offerings at the samhain altar for protection.
او برای محافظت، نذورانی را در محراب ساماین قرار داد.
during samhain, the village held a harvest festival in the square.
در طول ساماین، روستا یک جشنواره برداشت محصول را در میدان برگزار کرد.
we walked by lantern light on samhain to visit the graves.
ما با نور چراغ قوه در ساماین برای بازدید از مقبرهها قدم زدیم.
she made a wreath of autumn leaves for samhain decor.
او یک حلقه از برگهای پاییزی برای دکوراسیون ساماین درست کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید