spirits

[ایالات متحده]/[ˈspɪrɪts]/
[بریتانیا]/[ˈspɪrɪts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصل جاودانه یا روح یک شخص؛ ارواح یک فرد مرده؛ احساس یا حال و هواى یک شخص یا گروه؛ مشروبات الکلی، به ویژه تقطیر شده؛ اصل حیاتی یا نیروى زنده کننده در موجودات زنده.
v. مست شدن؛ نوشیدن مشروبات الکلی.
adv. به روشى پرانرژی یا با نشاط.
Word Forms
جمعspiritss

عبارات و ترکیب‌ها

high spirits

روحیه بالا

holiday spirits

روحیه تعطیلات

lost spirits

روحیه از دست رفته

raising spirits

افزایش روحیه

good spirits

روحیه خوب

spirits dimmed

روحیه کم‌رنگ

spirits lifted

روحیه بالا رفت

spirits soared

روحیه اوج گرفت

جملات نمونه

the spirits of the fallen soldiers will never be forgotten.

ارواح سربازان جان باخته هرگز فراموش نخواهند شد.

we raised a glass to the spirits of the team.

ما به ارواح تیم جام شراب بلند کردیم.

the halloween party was full of spooky spirits.

جشن هالووین پر از ارواح وهم‌آور بود.

he has a strong spirit and never gives up.

او روحی قوی دارد و هرگز تسلیم نمی‌شود.

the company's spirits were high after the successful launch.

بعد از عرضه موفقیت‌آمیز، روحیه شرکت بالا بود.

she inherited her grandmother's artistic spirits.

او ارواح هنری مادربزرگش را به ارث برد.

the wine has a high alcoholic spirits content.

شراب دارای مقدار بالای الکل است.

they paid their respects to the spirits of their ancestors.

آنها به ارواح نیاکان خود ادای احترام کردند.

the team needs to maintain a positive spirits throughout the competition.

تیم باید روحیه مثبت را در طول مسابقه حفظ کند.

the old house was rumored to be haunted by spirits.

گفته می‌شد خانه قدیمی توسط ارواح تسخیر شده است.

he’s a man of great spirit and determination.

او مردی با روحیه و اراده بزرگ است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید