savior

[ایالات متحده]/ˈseɪvjə/
[بریتانیا]/ˈseɪvjər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که نجات می‌دهد یا救助 می‌کند؛ عنوانی برای عیسی مسیح

عبارات و ترکیب‌ها

my savior

نجات دهنده من

savior complex

پیچش نجات دهنده

savior figure

شخصیت نجات دهنده

savior role

نقش نجات دهنده

savior mentality

ذهنیت نجات دهنده

divine savior

نجات دهنده الهی

savior spirit

روح نجات دهنده

savior mission

ماموریت نجات دهنده

savior archetype

نماد نجات دهنده

savior icon

نماد نجات دهنده

جملات نمونه

the hero was seen as the savior of the village.

قهرمان به عنوان نجات‌دهنده دهکده دیده می‌شد.

many believe that technology is the savior of modern society.

بسیاری معتقدند که فناوری ناجی جامعه مدرن است.

in times of crisis, a true savior emerges.

در زمان بحران، یک ناجی واقعی ظهور می‌کند.

she felt like a savior when she rescued the stray dog.

وقتی سگ ولگرد را نجات داد، احساس کرد که یک ناجی است.

the community hailed him as their savior.

جامعه او را به عنوان ناجی خود مورد تحسین قرار داد.

he was regarded as the savior of the team after leading them to victory.

او پس از هدایت آنها به سمت پیروزی به عنوان ناجی تیم مورد توجه قرار گرفت.

some see education as the savior of the future generation.

برخی آموزش را به عنوان ناجی نسل آینده می‌بینند.

in literature, the savior often faces great challenges.

در ادبیات، ناجی اغلب با چالش‌های بزرگی روبرو می‌شود.

she became a savior for those in need of help.

او به ناجی کسانی که به کمک نیاز داشتند تبدیل شد.

his innovative ideas were seen as a savior for the struggling company.

ایده‌های نوآورانه او به عنوان ناجی شرکت در حال دست و پا زدن دیده می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید