sucre

[ایالات متحده]/suːˈkreɪ/
[بریتانیا]/suˈkreɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارز اکوادور؛ شکر (در زمینه پزشکی)

عبارات و ترکیب‌ها

sucre d'orge

شکر ارغوانی

sucre glace

شکر پودری

sucre brun

شکر قهوه‌ای

sucre blanc

شکر سفید

sucre roux

شکر قهوه‌ای

sucre en morceaux

شکر گرانول

sucre pétillant

شکر گازدار

sucre vanillé

شکر وانیلی

sucre liquide

شکر مایع

جملات نمونه

i like my coffee with a little sucre.

من قهوه خود را با کمی شکر دوست دارم.

she added sucre to her tea for sweetness.

او برای شیرینی، شکر به چای خود اضافه کرد.

the recipe calls for two tablespoons of sucre.

دستور غذا نیاز به دو قاشق غذاخوری شکر دارد.

he prefers brown sucre over white sugar.

او شکر قهوه ای را به جای شکر سفید ترجیح می دهد.

sucre can enhance the flavor of many dishes.

شکر می تواند طعم بسیاری از غذاها را افزایش دهد.

too much sucre can be unhealthy.

مصرف بیش از حد شکر می تواند مضر باشد.

she enjoys baking with sucre and spices.

او از پختن با شکر و ادویه لذت می برد.

he sprinkled some sucre on top of the dessert.

او مقداری شکر روی دسر ریخت.

sucre is a key ingredient in many pastries.

شکر یک ماده اصلی در بسیاری از شیرینی ها است.

they sell various types of sucre at the market.

آنها انواع مختلف شکر را در بازار می فروشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید