tolerant

[ایالات متحده]/ˈtɒlərənt/
[بریتانیا]/ˈtɑːlərənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تحمل کننده؛ صبور

جملات نمونه

we must be tolerant of others.

ما باید در برابر دیگران بردبار باشیم.

rye is reasonably tolerant of drought.

جو به طور منطقی در برابر خشکسالی مقاوم است.

Rye is tolerant of poor,acid soils.

جو در برابر خاک‌های فقیر و اسیدی مقاوم است.

tolerant and understanding with each other

بردبار و درک متقابل از یکدیگر

plants tolerant of extreme heat.

گیاهانی که در برابر گرمای شدید مقاوم هستند.

She's tolerant toward those impudent colleagues.

او نسبت به آن همکاران بی‌ادب بردباری دارد.

a more tolerant attitude towards other religions.

نگرش بردبارانه تر نسبت به ادیان دیگر.

a tolerant attitude. narrow-minded

یک نگرش بردبارانه. متعصب

Mares are surprisingly tolerant of the roughness and rudeness of their own offspring.

مادی‌ها به طور شگفت‌انگیزی در برابر زبری و بی‌ادبی فرزندان خود تحمل نشان می‌دهند.

Her father, an equable and genial man, is tolerant of her spirited stubbornness.

پدرش، مردی با خلق‌وخوی متعادل و خوش‌برخورد، نسبت به سرسختی با نشاط او بردباری دارد.

The paper introduces their salt-tolerance mech anism and research progress regarding conventional anaerobic or aerobic sludge, halophile and salt-tolerant yeast.

این مقاله مکانیزم تحمل نمک و پیشرفت تحقیقات آنها در مورد لجن‌های بی‌هوازی یا هوازی سنتی، هالوفیل و مخمر مقاوم به نمک را معرفی می‌کند.

peripheral division The division of freshwater fishes very tolerant of salty water, such as salmon, plotosid catfish, sticklebacks, and gobies.

تقسیم‌بندی محیطی. تقسیم ماهی‌های آب شیرین که بسیار مقاوم به آب شور هستند، مانند سالمون، ماهی کپور پلوتوسید، سمجک‌ها و گوبی‌ها.

Natator depressus eggs may be more tolerant of high incubation temperatures and severe moisture stress than those of most other sea turtle species.

تخم های Natator depressus ممکن است در برابر دمای inkubation بالا و تنش رطوبتی شدید نسبت به گونه های دیگر لاک پشتی دریایی مقاومت بیشتری نشان دهند.

Halosere A plant community in a succession that starts on land periodically inundated by the sea. Haloseres include salt-and flooding-tolerant pioneer communities on mudflats and saltmarshes.

هالوسر یک اجتماع گیاهی در یک توالی که در خشکی به طور دوره‌ای توسط دریا آب‌گرفتگی می‌شود. هالوسرها شامل جوامع پیشگام مقاوم به نمک و سیل در مناطق رسوبی و مرداب‌های نمکی هستند.

Regarding rescreening, many audiences hold the tolerant manner actually: “rescreens may certainly, but should not be the low-water outline templet imitates.

در مورد بررسی مجدد، بسیاری از مخاطبان در واقع روش بردبارانه را در نظر دارند: «بررسی مجدد ممکن است، اما نباید تقلید از الگوی خطوط کم آب باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید