wifi

[ایالات متحده]/ˈwaɪfaɪ/
[بریتانیا]/ˈwaɪfaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. Wireless Fidelity, a wireless local area network based on the IEEE 802.11b standard; wifi module

abbr. Wireless Fidelity, شبکه‌ی محلی بی‌سیم مبتنی بر استاندارد IEEE 802.11b؛ ماژول وای‌فای
Word Forms
جمعwifis

عبارات و ترکیب‌ها

need wifi

نیاز به وای‌فای

good wifi

وای‌فای خوب

find wifi

پیدا کردن وای‌فای

use wifi

استفاده از وای‌فای

free wifi

وای‌فای رایگان

wifi name

نام وای‌فای

weak wifi

وای‌فای ضعیف

strong wifi

وای‌فای قوی

no wifi

بدون وای‌فای

جملات نمونه

my phone doesn't have good wifi reception.

گوشی من آنتن وای‌فای خوبی ندارد.

we need to find a place with strong wifi.

ما باید مکانی با وای‌فای قوی پیدا کنیم.

can you connect your laptop to the wifi?

آیا می‌توانید لپ‌تاپ خود را به وای‌فای متصل کنید؟

i can't access the internet without wifi.

بدون وای‌فای نمی‌توانم به اینترنت دسترسی داشته باشم.

the cafe has free wifi for customers.

کافه وای‌فای رایگان برای مشتریان دارد.

is there a good wifi signal in this area?

آیا در این منطقه سیگنال وای‌فای خوبی وجود دارد؟

i need to find a spot with better wifi.

من باید مکانی با وای‌فای بهتر پیدا کنم.

my internet speed is slow because of the weak wifi.

سرعت اینترنت من به دلیل وای‌فای ضعیف کم است.

the hotel provides free wifi access to all guests.

هتل دسترسی وای‌فای رایگان را برای همه مهمانان فراهم می‌کند.

i can't work without a stable wifi connection.

بدون اتصال وای‌فای پایدار نمی‌توانم کار کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید