abasias

[ایالات متحده]/əˈbeɪʃiəs/
[بریتانیا]/əˈbɛʃiəs/

ترجمه

n. ناتوانی در راه رفتن (ناشی از اختلال عصبی).

عبارات و ترکیب‌ها

abasias and anxieties

اضطراب‌ها و نگرانی‌ها

chronic abasias disorder

اختلال مزمن ابازی

abasias management techniques

تکنیک‌های مدیریت ابازی

جملات نمونه

the abasias of his argument were easily refuted.

نواقص استدلال او به راحتی رد شد.

her abasias in design made her a successful architect.

نواقص او در طراحی باعث شد یک معمار موفق باشد.

the team's abasias were exposed in the final match.

نواقص تیم در بازی نهایی آشکار شد.

his abasias stemmed from a lack of experience.

نواقص او ناشی از فقدان تجربه بود.

the product's abasias were addressed in the new model.

نواقص محصول در مدل جدید برطرف شد.

despite her abasias, she was a talented musician.

با وجود نواقصش، او یک نوازنده با استعداد بود.

the company's abasias in customer service led to complaints.

نواقص شرکت در خدمات مشتری منجر به شکایات شد.

his abasias were evident in his clumsy attempts at dancing.

نواقص او در تلاش‌های دست و پا چلفتی‌اش برای رقص آشکار بود.

the writer's abasias were often overlooked by readers.

نواقص نویسنده اغلب توسط خوانندگان نادیده گرفته می‌شد.

her abasias in public speaking were overcome with practice.

نواقص او در سخنرانی در جمع با تمرین برطرف شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید