abbie

[ایالات متحده]/ˈæbiː/
[بریتانیا]/ˈæbi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام مؤنث، یک شکل کوچک از ابیگیل.

عبارات و ترکیب‌ها

abbie's birthday

تولد ابی

talk to abbie

با ابی صحبت کن

meet abbie later

ابی رو بعدا ببین

abbie is coming

ابی دارد می آید

abbie's house

خانه ابی

call abbie tonight

ابی رو امشب زنگ بزن

abbie's favorite color

رنگ مورد علاقه ابی

abbie is happy

ابی خوشحاله

جملات نمونه

abbie is a talented artist.

ابی یک هنرمند بااستعداد است.

abbie loves to read books.

ابی عاشق خواندن کتاب است.

abbie has a great sense of humor.

ابی حس شوخ طبعی فوق العاده ای دارد.

abbie is known for her kindness.

ابی به خاطر مهربانی اش شناخته می شود.

abbie went to the park with her friends.

ابی با دوستانش به پارک رفت.

abbie is learning to play the guitar.

ابی در حال یادگیری گیتار است.

abbie has a passion for music.

ابی علاقه زیادی به موسیقی دارد.

abbie is a hard worker.

ابی یک کارگر سخت کوش است.

abbie is always willing to help.

ابی همیشه آماده کمک است.

abbie enjoys spending time with her family.

ابی از گذراندن وقت با خانواده اش لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید