abducent

[ایالات متحده]/æbˈdjuːsənt/
[بریتانیا]/abˈdüˌsɛnt/

ترجمه

adj. مربوط به یا ایجاد حرکت یک اندام به دور از خط میانی بدن.
شکل‌های واژه
جمعabducents

عبارات و ترکیب‌ها

abducent muscles

عضلات ابداکت

abducent nerve

عصب ابداکت

abducent pathway

مسیر ابداکت

abducent response

پاسخ ابداکت

abducent action

عمل ابداکت

abducent eye movement

حرکت چشم ابداکت

abducent paresis

فلج عصبی ابداکت

abducent palsy

فلج ابداکت

abducent nerve damage

آسیب به عصب ابداکت

جملات نمونه

the abducent nerve controls eye movement.

عصب ابدوکت کنترل حرکت چشم را بر عهده دارد.

damage to the abducent nerve can cause double vision.

آسیب به عصب ابدوکت می تواند باعث دوبینی شود.

the surgeon carefully stimulated the abducent nerve during the procedure.

جراح به دقت عصب ابدوکت را در طول عمل تحریک کرد.

understanding the function of the abducent nerve is crucial for ophthalmologists.

درک عملکرد عصب ابدوکت برای چشم پزشکان بسیار مهم است.

the abducent nerve originates in the brainstem.

عصب ابدوکت از مغز شروع می شود.

nerve impulses travel along the abducent nerve to control eye movement.

نبضهای عصبی در امتداد عصب ابدوکت برای کنترل حرکت چشم حرکت می کنند.

the abducent nerve is one of the cranial nerves.

عصب ابدوکت یکی از اعصاب جمجمه ای است.

testing the abducent nerve can help diagnose certain neurological conditions.

تست عصب ابدوکت می تواند به تشخیص برخی شرایط عصبی کمک کند.

the abducent nerve plays a vital role in our ability to focus our vision.

عصب ابدوکت نقش حیاتی در توانایی ما برای متمرکز کردن بینایی دارد.

a lesion on the abducent nerve can result in lateral rectus muscle paralysis.

ضایعه در عصب ابدوکت می تواند منجر به فلج عضله راست جانبی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید