adductor

[ایالات متحده]/ədˈdʌktər/
[بریتانیا]/ədˈdʌktər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضله‌ای که اندام یا بخشی از بدن را به سمت خط میانی بدن می‌کشد؛ عضله‌ای که به هم می‌کشد.; به‌طور خاص، هر یک از عضلات در سمت داخلی ران که عمل می‌کند تا پاها را به هم نزدیک کند.
Word Forms
جمعadductors

عبارات و ترکیب‌ها

adductor muscle

عضله ربطی

adductor longus muscle

عضله ربطی لانگوس

adductor magnus muscle

عضله ربطی ماگنس

adductor brevis muscle

عضله ربطی بریویس

adductor spasm

اسپاسم ربطی

adductor strain

کشیدگی ربطی

adductor strengthening exercises

تمرینات تقویتی ربطی

adductor pain

درد ربطی

جملات نمونه

the adductor muscle helps stabilize the hip joint.

عضله ربط کننده به تثبیت مفصل ران کمک می کند.

stretching your adductors can improve flexibility.

کشیدن رباط ها می تواند انعطاف پذیری را بهبود بخشد.

adductor strain is a common injury among runners.

کشیدگی رباط یک آسیب شایع در بین دوندگان است.

strengthening your adductors can help prevent knee pain.

تقویت رباط ها می تواند به جلوگیری از درد زانو کمک کند.

adductor exercises are often included in physical therapy.

تمرینات رباط اغلب در فیزیوتراپی گنجانده می شوند.

pain in the adductors can be caused by overuse or injury.

درد در رباط ها می تواند ناشی از استفاده بیش از حد یا آسیب باشد.

adductor muscles are located on the inner thigh.

عضلات رباط در قسمت داخلی ران قرار دارند.

proper warm-up can help prevent adductor injuries.

گرم کردن مناسب می تواند به جلوگیری از آسیب های رباط کمک کند.

adductor dysfunction can lead to gait abnormalities.

اختلال عملکرد رباط می تواند منجر به ناهنجاری در راه رفتن شود.

yoga and pilates can strengthen adductors effectively.

یوگا و پیلاتس می توانند به طور موثر رباط ها را تقویت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید