aberrancies

[ایالات متحده]/ˈæb.ərən.siz/
[بریتانیا]/ˌæb.əˈræn.siz/

ترجمه

n. انحرافات از آنچه که عادی یا مورد انتظار است؛ بی‌نظمی‌ها.

جملات نمونه

the team noticed several aberrancies in the data.

تیم متوجه چندین ناهنجاری در داده‌ها شد.

these aberrancies could indicate a deeper problem.

این ناهنجاری‌ها می‌توانند نشان‌دهنده یک مشکل عمیق‌تر باشند.

medical professionals are trained to identify aberrancies in patient records.

متخصصان پزشکی آموزش دیده‌اند تا ناهنجاری‌ها را در سوابق بیمار شناسایی کنند.

the engineer investigated the aberrancies in the machine's performance.

مهندس عملکرد دستگاه را برای بررسی ناهنجاری‌ها بررسی کرد.

statistical analysis can help to detect aberrancies in large datasets.

تجزیه و تحلیل آماری می‌تواند به شناسایی ناهنجاری‌ها در مجموعه‌های داده بزرگ کمک کند.

the software developers addressed the aberrancies reported by users.

توسعه‌دهندگان نرم‌افزار به ناهنجاری‌های گزارش شده توسط کاربران رسیدگی کردند.

aberrancies in the weather patterns were observed over the past month.

ناهنجاری‌ها در الگوهای آب و هوا در ماه گذشته مشاهده شد.

the security team monitored for any aberrancies in network traffic.

تیم امنیتی برای بررسی هرگونه ناهنجاری در ترافیک شبکه نظارت کرد.

scientists are studying the aberrancies in the fossil record.

دانشمندان در حال مطالعه ناهنجاری‌ها در سوابق فسیلی هستند.

the artist embraced the aberrancies as part of the creative process.

هنرمند ناهنجاری‌ها را به عنوان بخشی از فرآیند خلاقیت پذیرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید