right of abode
حق اقامت
their right of abode in Britain.
حق اقامت آنها در بریتانی.
The child abode with his grandparents for two years.
کودک به مدت دو سال با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی کرد.
Let me take you to my humble abode!
بگذارید شما را به خانه متواضع من ببرم!
both defendants were said to be of no fixed abode .
گفته می شد هر دو متهم محل سکونت ثابتی ندارند.
The cave dwellers emerged from the snugness of their abodes with buckets of water and willow brooms to sprinkle and sweep, sprinkle and sweep.
ساکنان غار با سطل های آب و چوب های حصیری از گرما و راحتی خانه های خود بیرون آمدند تا آبپاشی و جارو کنند، آبپاشی و جارو کنند.
I'd use wood I either coppiced or scavenged to heat myhumble abode, and a compost loo for humanure.
از چوبی که یا به روش کوپیسینگ درآورده یا جمع آوری می کردم برای گرم کردن خانه متواضعم استفاده می کردم و یک توالت کمپوست برای مواد انسانی.
The child abode with his grandparents for three years before being returned to his home.
کودک قبل از بازگشت به خانه، به مدت سه سال با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی کرد.
Again, some creatures live in the fields, as the cushat; some on the mountains, as the hoopoe; some frequent the abodes of men, as the pigeon.
باز هم، برخی از موجودات در مزارع زندگی می کنند، مانند کوشات؛ برخی در کوه ها، مانند هومر؛ برخی اوقات خانه های انسان ها را ملاقات می کنند، مانند کبوتر.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید