abominators

[ایالات متحده]/ˌæbəˈmɪneɪtərz/
[بریتانیا]/ˌæbəˈmɪn.eɪ.tərz/

ترجمه

n. افرادی که به شدت چیزی را نفرت دارند یا تنفر می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

abominators of progress

مبارزان پیشرفت

the food abominators

مبارزان غذا

abominators of cleanliness

مبارزان پاکیزگی

the coffee abominators

مبارزان قهوه

abominators of rules

مبارزان قوانین

the fashion abominators

مبارزان مد

جملات نمونه

the aliens were considered abominators by the humans.

موجودات فرازمینی توسط انسان‌ها به عنوان موجودات نفرت انگیز در نظر گرفته می‌شدند.

they fought against the abominators with all their might.

آنها با تمام توان با موجودات نفرت انگیز مبارزه کردند.

the creatures were abominators of nature, twisted and grotesque.

این موجودات، موجودات نفرت انگیزی از طبیعت بودند، پیچیده و عجیب.

the ancient texts spoke of powerful abominators that haunted the land.

متون باستانی از موجودات نفرت انگیزی صحبت می‌کردند که سرزمین را آزار می‌دادند.

they were hunted down as abominators, feared and despised.

آنها به عنوان موجودات نفرت انگیز تعقیب و شکار شدند، مورد ترس و نفرت قرار گرفتند.

the scientist warned of the abominators they had created in the lab.

دانشمند در مورد موجودات نفرت انگیزی که در آزمایشگاه ایجاد کرده بودند، هشدار داد.

the abominators lurked in the shadows, waiting to strike.

موجودات نفرت انگیز در سایه‌ها کمین کرده بودند و منتظر ضربه زدن بودند.

their nightmares were filled with images of terrifying abominators.

کابوس‌های آنها با تصاویری از موجودات نفرت انگیز وحشتناک پر شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید