aboriginalities

[ایالات متحده]/ˌæbɔːrɪˈdʒɪnəlitiz/
[بریتانیا]/ˌæbərɪˈdʒɪnəlɪtiz/

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت بومی بودن؛ ویژگی‌ها یا خصوصیات بومی.

جملات نمونه

the book delves into the aboriginalities of ancient cultures.

کتاب به بررسی ویژگی‌های بومی فرهنگ‌های باستانی می‌پردازد.

his interest in aboriginalities led him to study archaeology.

علاقه او به ویژگی‌های بومی او را به مطالعه باستان‌شناسی سوق داد.

the museum exhibit showcased the aboriginalities of indigenous peoples.

نمایشگاه موزه، ویژگی‌های بومی مردمان بومی را به نمایش گذاشت.

she was fascinated by the aboriginalities of their language and customs.

او مجذوب ویژگی‌های بومی زبان و آداب و رسوم آنها بود.

the anthropologist sought to understand the aboriginalities of remote tribes.

جامعه‌شناس به دنبال درک ویژگی‌های بومی قبایل دورافتاده بود.

their research focused on uncovering the aboriginalities of prehistoric life.

تحقیقات آنها بر کشف ویژگی‌های بومی زندگی پیش از تاریخ متمرکز بود.

he collected artifacts to preserve and study the aboriginalities of past civilizations.

او آثار باستانی را جمع‌آوری کرد تا ویژگی‌های بومی تمدن‌های گذشته را حفظ و مطالعه کند.

the artist's work explored the aboriginalities of human nature through symbolic imagery.

آثار هنرمند، ویژگی‌های بومی طبیعت انسان را از طریق تصاویر نمادین بررسی کرد.

she was captivated by the aboriginalities of traditional music and dance.

او مجذوب ویژگی‌های بومی موسیقی و رقص سنتی بود.

the documentary aimed to shed light on the aboriginalities of indigenous communities around the world.

فیلم مستند با هدف روشن کردن ویژگی‌های بومی جوامع بومی در سراسر جهان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید